تبليغاتX
تحقیق در مورد ادیان
آمار جالبی از پیروان آیین‌های مختلف در جهان

مردمان بی‌دین در رتبه سوم با 16% جمعیت جهانی قرار دارند. جالب آن که نیمی از این افراد به خدا اعتقاد دارند، اما مذهبی را برای خود به رسمیت نمی‌شناسند.


اگرچه در غرب کلیه کلیساهای مسیحیان خیز بلندی برای تبلیغ مسیحیت در دنیا برداشته و شدت بیشتری به فعالیت های خود داده‌اند، اما هنوز مسلمانان که پایبندی آنها بیشتر و تشتت و اختلاف آرا در آنها به مراتب کمتر از ادیان دیگر است، با تمامی فقر مالی و مشکلات کشورههای اسلامی رتبه دوم را در جامعه جهانی از آن خود نموده است.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از بازتاب، بر پایه بررسی‌های به‌عمل آمده توسط کارشناسان و آمارگیران جهانی و استنتاجات انجام‌شده از آمار و اطلاعات کشورها، هم اکنون پیروان دین مسیحیت 33 درصد کل جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. اما تشتت آرا در این دین که در اغلب موارد نهی و انکار دیگری را به‌صورت ریشه‌ای در مقررات خود دارند، از کلیه ادیان دیگر بیشتر است.

کاتولیک‌ها، پروتستان‌ها، ارتدوکس‌های شرقی، پنته کوستال‌ها، انگلیکان‌ها، مونوفیزیست‌ها، ای‌ای‌سی ها، سنت لاتردی‌ها، شاهدان جیوها، کوئیکرزها، ای.‌او.جی‌ها و نومینال‌ها هواداران گوناگون فرقه‌های این دین را تشکیل می‌دهند.

اسلام با سهم 21 درصد از جمعیت دنیا که شامل سنی‌ها و شیعیان و چند فرقه دیگر می‌شود، در رتبه دوم قرار دارد.

مردمان بی‌دین در رتبه سوم با 16 درصد جمعیت جهانی قرار دارند که شامل منکرین خداوند، مردمان سکولار و افرادی که مذهب خود را آشکار نمی‌نمایند هستند. جالب آن که نیمی از این افراد به خدا اعتقاد دارند، اما مذهبی را برای خود به رسمیت نمی‌شناسند.

بر اساس این گزارش، هندوئیسم در رتبه چهارم با 14درصد قرار گرفته است، پس از آن بودیسم با 6 درصد و سنت چینی هم با 6 درصد جمعیت جهانی و همچنین مذاهب درونزایی ابتدایی آفریقایی و سنت‌های آفریقایی نیز شامل 6 درصد جمعیت جهانی می‌باشند.

همچنین سیکیسم با 36 صدم درصد جمعیت جهان در رتبه‌های بعدی قرار دارد و دین معروف یهودیت هم با 22 صدم درصد جمعیت جهانی در انتهای لیست ادیان معتبر قرار می‌گیرد.

منبع: بازتاب
+ نوشته شده توسط امپراطور در و ساعت |

مكه مكاني بود كه در زمان محمد چند پيامبر دروغين در آنجا زندگي ميكردند .در آن زمان پيامبرهاي دروغين مانند رمال ها و فالگيرهاي امروزي از طريق كلاه گذاشتن بر سر مردم و گرفتن صدقه و خمس از مردم در آمدهاي زيادي داشتند.

نویسنده ابتدا می گوید

در زمان محمد محمد در زمان خود يك شاعر بود كه براي افرادي كه به زيارت كعبه و پرستش خدايان كه بزرگترينشان حجرالاسود بود، شعر ميخاند و از آن طريق براي خود كسب در آمد ميكرد. در آمد محمد از اين طريق بسيار كم بود بنابر اين به فكر افتاد كه خود را پيامبر معرفي كند تا از اين طريق از مردم خمس و صدقه بگيرد.خمس بدين صورت بود كه مردم بايد يك پنجم درآمد سالانه خود را به پيامبران دروغين ميدادند تا از لحاظ جاني و مالي هميشه خدا آنها را در امان نگاه دارد و صدقه هم پولي بود كه به صورت روزانه و يا هفتگي و يا هنگام پرسش درباره خدا بايد مبلغي را به آنها پرداخت ميكردند. آيه 12 سوره مجادله:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

اى كسانى كه ايمان آورده ايد هرگاه با پيامبر گفتگوى محرمانه مىكنيد پيش از گفتگوى محرمانه خود صدقه اى تقديم بداريد اين براى شما بهتر و پاكيزهتر است و اگر چيزى نيافتيد بدانيد كه خدا آمرزنده مهربان است

او بعد از پیامبر شدن آن قدر از شاعران می ترسید که این آیه را ساخت :شاعران بسیاری از مردم را گمراه می کنند

اول این که در زمان محمد پیامبران دروغین نبودند. بعد از وفات او بودند که تازه تعدادشان هم به دو نفر نرسید که هر دوتا توسط خلفای اول و دوم کشته شدند.اما چرا محمد پیامبرخدا کشته نشد؟ .خودتان خوب می دانید.چون خدا به او علم غیب می داد که چه کسانی می خواهند علیهش مکر کنند و و خدا نیز مکر می کرد (یعنی خدا مکر آن ظالمان را به باد می داد)

در مورد خمس:اول این که خمس برای مردم از کار افتاده است .بقیه مطالب: نویسنده بی آن که بگوید کجای این آِیه گفته صدقه را به پیامبر بدهید داستان سرایی می کند. مگر صدقه ها را به پیامبران می دهند؟ همه می دانند صدقه متعلق به چه کسی است

صدقات مخصوص فقیرانی است که در راه خدا ناتوان و بیچاره اند و توانایی آن که کاری پیش بگیرند را ندارند )273 بقره(مگر پیامبر فقیر بوده که باید صدقه را به او بدهند

می بینید این شیطان صفتان چگونه دستورات نیک اسلام را خراب می کنند مفسران و راویان اسلام گفته اند به سبب نزول این آیه امیر المومنین علی (ع) ده درهم داشت 5 درهم آن را در چند زمان که می خواست با پیامبر صحبتی کند صدقه داد

بهتر است برای تیر خلاص این آیه را ببنید

به امت بگو من هیچ مزد و پولی از شما نمی خواهم (86 سوره ص)

بعد می گوید محمد در زمان خود یک شاعر بوده وقتی به آنها می گوییم کجاست مدرکتان که نشان دهد او شاعر است؟!!!هیچ جوابی نمی دهند ولی بعضی مواقع که پررو می شوند می گویند در جلد اصلی تاریخ طبری این نوشته شده است بسیار جالب است مثل این که دشمنان اسلام یک تاریخ طبری جدا هم دارند که ما رنگ آن را ندیده ایم اینها باید یک کتاب تاریخ اسلام را مطابق میل خود بنویسند تا ما از حقایق اسلام آشنا بشویم من نمی دانم چطور است طبری خودش مطلب علیه اسلام دارد بعد هنوز مسلمان می ماند البته اینها می توانند روح طبری را احضار کنند تا ببینند چنین اتفاقی افتاده یا نیفتاده؟اگر بگویید محمد شاعر است به یک بنبست بر می خورید در سوره 26 گفته که شاعران بسیاری را گمراه می کنند یعنی این که محمد شاعر نیست و این آیه در نفی شاعر بودن محمد نازل شده ضمن این که این آیه به این خاطر نازل شد چون شاعران قسم می خوردند سوره ای مانند قرآن می آورند اما هیچگاه به قولشان عمل نمی کردند و بسیاری از مردم به خاطر همین قسم گول آن شاعران را می خوردند برای مثال روزی سه شاعر قسم خوردند که سال آینده در محلی جمع بشوند و سوره ای مانند قرآن بیاورند اما سال آینده یک سوره مسخره را آوردند او اگر از شاعران می ترسید باید می گفت حرف زدن با شاعران حرام است یا باید می گفت شاعران را همیشه بکشید

اگر بگویید محمد شاعر بوده به یک بنبست دیگر می خورید چون اصلا قرآن شعر نیست قرآن خودش را عربی فصیح می نامد(عربی کتابی)فقط چند سوره اش دارای قافیه و به نوعی شعر گونه است مردم مکه نتوانستد بگویند او شاعر است(شما می گویید شاعر است) چون بعد از مدتی فهمیدند قرآن شعر گونه نیست و مجبور شدند بگویند او ساحر است یعنی شما از مردم مکه هم مکه ای ترید

.ضمن آن که محمد در قبیله قریش بزرگ شده بود او ابتدا چوپانی می کرد سپس در کار تجارت افتاد اگر می خواست از راه غیر مشروع به پول رسد باید در یکی از همین مسافرتهای تجارتی ، پول تجار را می دزدید و فرار می کرد راه از این راحتتر. در یکی از همین کارهای تجارتی خدیجه از او درخواست ازدواج کرد محمد نیز پذیرفت و آنها با هم زندگی عاشقانه ای شروع کردند. خدیجه زنی تجارت گر و پولدار بود بناراین چه نیازی دارد وقتی خانواده و همسر خود محمد پولدار هستند او دست به چنین کاری بزند

نویسنده ادامه می دهد یهودیان آن قدر محمد را اذیت می کردند و مسخره می کردند(برای مثال می گفتند موسی تنها پیامبر خداست)که محمد این آیه را ساخت

دشمن ترین افراد نسبت به مومنان را مشرکان و یهودیان خواهی یافت

نویسنده سعی دارد به ذهن خواننده القا کند که حضرت محمد خودش آیات قرآنی را می ساخته ضمن آن که هیچ گاه یهودیان موسی را تنها پیامبر خدا ندانستند این همه پیامبر کیست که به آن ایمان دارند ابراهیم اسحق یعقوب آدم نوح (حتی به چند پیامبری که بعد از موسی آمده اند ایمان دارند)مثل حضرت یوشع

خدا به خاطر این یهودیان را دشمن ترین مردم دانسته چون اخلاقشان بسیار پلید است (نه به خاطر این که پیرو حضرت موسی هستند)

وگرنه در بسیاری از آیات قرآنی موسی و هارون و بسیاری از بنی اسراییلیان تمجید شدند. چهار ویژگی بد در امت یهود هست(امروزه نیز می توانید مشاهده کنید)1-انسجام علیه مسلمانان 2-مظلوم نمایی 3-مکر علیه مسلمانان 4-قتل و آواره کردن مسلمانان

نویسنده سپس می گوید در قرآن نیز آیات خنده داری هست که اگر یک قزوینی آن را بشنود فورا مسلمان می شود

((و یطوف علیهم ولدان مخلدون اذارایتهم حسبتهم لولو منثورا(19 انسان) ))

. گرد آن بهشتیان پسرانی برای همیشه و جاویدان می گردند و خوش سیما به خدمت می گردند که آنها را ببینی گویی لولو منثورند(19 انسان)

اولا: این که به هیچ وجه همجنس بازان را در بهشت راه نمی دهند دوما :در بهشت هیچ کس میل جنسی ندارد سوما خالد معنی جاویدان نمی دهد معنی طولانی می دهد اگر دو کلمه خالد و ابدا کنار هم قرار گیرد معنی جاویدانه می دهد(چنان چه در سوره نسا برای توصیف بهشتیان این دو کلمه کنار هم قرار گرفته اند) چهارما :ولدان معنی پسران نمی دهد معنی کودکان می دهد پس فعلا آیه را به طور درست ترجمه می کنیم

((و یطوف علیهم ولدان مخلدون اذارایتهم حسبتهم لولو منثورا(19 انسان) ))

. گرد آن بهشتیان کودکانی برای مدت طولانی می گردند و خوش سیما به خدمت می گردند که آنها را ببینی گویی لولو منثورند(19 انسان)

پنجما :آن کودکان هم برای زنان و هم برای مردان هستند ششما این آیه نگفته که با آنها می توان رابطه جنسی برقرار کرد هفتما این کودکان تنها پذیرایی می کنند نه فقط برای مردان بلکه برای زنان نیز پذیرایی می کنند یعنی مانند گارسونها کار می کنند هشتما: در بهشت چهره همه انسانها زیبا می شود نهما: بهشتیان با شهوت به آنها نگاه نمی کنند بلکه به مانند پسرانشان به آنها نگاه می کنند برای مثال اگر شما یک پسر زیبا را از همسرت به دنیا بیاوری به آن کودک نگاه شوهت آلود می کنی؟ دهما: در رستورانها نیز گارسونهای زیبایی قرار دارند اگر چنین باشد پس باید تمام رستورانهای دنیا توسط قزوینیها پر شده باشد!!!!!

نویسنده ادامه می دهد:

در قرآن مطالب خلاف علم بسیار پیدا می شود برای مثال الله می گوید شهابها را شلیکی به سوی شیاطین قرار دادیم جالب است می گوید هر شیطانی که بخواهد سخنان وحی را بشنود توسط شهابهایی تعقیب می شود(سوره الصافات)

امیدوارم مغز چند گرمی این دشمنان درک کند که شیطان در زبان عربی و مخصوصا در زبان اسلام به هر چیز بد و مضری گفته می شود

اما این که شهاب سنگها پرتاب می شوندو با سرعت زیاد حرکت می کنند کاملا درست است و این که گفته اینها به سوی شیاطین می روند هم کاملا درست است زیرا سیاه چاله های فضایی نیز جز چیزهای مضر حساب می آیند و می توان آنها را یک نوع شیطان نامید وهمان طور که می دانید بسیاری از این شهاب سنگها بعد از مدتی سرگدانی در فضا وارد سیاه چاله های قضایی می شوند

اما در مورد سوره الصلافات

من نمی دانم چرا آیه های ابتدایی این سوره را باید بر اساس علم تفسیر کرد در صورتی که اکثر مفسران و روایان قدیمی اسلام که این آیه ها را از زبان امامان تفسیر کردند به معنای علمی تفسیر نکردند یک سوره دیگر را برایتان توضیح می دهم برای مثال سوره شمس که توسط امام صادق تفسیر شده این گونه است :قسم به خورشید و تابشش 1 قسم به ماه که بعد از آن آید2) و قسم به روز هنگامی که جلا دهدش(3 )(سوره شمس) خورشید توسط امام صادق همان پیامبر اسلام تفسیر شده و او ماه را امام علی توصیف کرده که بعد از پیامبر آمد و جلا دادن ماه توسط روز نیز همان امام زمان تفسیر شده که هنگامی که می آید همه جا را جلا می دهد

سوره الصافات:

از آنجا که کلمات الهي در بيشتر مواقع در بيان تمثيل معقول به مشهود است خداوند ، عالم معني را به اين صورت به تصوير کشيده است .

وتقريب صورت آن :

1 . آسماني که ملائکه در آن هستند واز ورود شياطين جلوگيري مي کنند کنايه از عالم ملکوتي است که از لحاظ رتبه ملکوت بالاتر از اين عالم است . مانند نسبت آسمان ما به زمين ما .

2 . مقصود از نزديکي شياطين به آن آسمان ورودشان به عالم ملکوت ملائکه است تا از اسرار خلقت وحوادث آينده اطلاع يابند .

3 . مقصود از پرتاب شهاب فرستادن مطالب ملکوتيه ونورانيه ايست که تحمل آنها از قدرت شياطين خارج است ( همانطور که کفار در قيامت نمي توانند نور رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم را تحمل کنند.)

اما در مورد النجم الثاقب در کتاب خصال شيخ صدوق در ص489 شماره 67 روايتي است که در آن آمده است که مقصود از نجم الثاقب ستاره اي است در آسمان هفتم که نور آن در تمامي اسمانها نفوذ کرده است (ثقب به معني نفوذ است )وآن ستاره به ستاره امير مومنان وستاره اوصيا معروف است

حرف نویسنده:أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ (آيه 46 سوره حج)

ترجمه : آيا در زمين گردش نكردند . پس قرار داديم براي آنان قلبهايي كه با آن بفهمند و گوشهايي كه با آن بشنوند ، در حقيقت چشم آنان كور نيست بلكه قلبي كه در سينه دارند كور است

در سراسر قرآن از كلمه مغز خبري نيست به قول قرآن اینو به قلبت بفهمون!!!

اول این که نبودن کلمه مغز دلیل بر چیزی نیست چون که در کتاب حافظ و سعدی و بسیاری از فیلسوفها نیز کلمه مغز نیست.اما واژه عقل و مشتقات آن بارها در قرآن دیده می شود.ضمن آن که تعقل به معنی فهمیدن نیست اگر می خواست بگوید فهمیدن باید از مصدر فهم فعل مناسبش را می ساخت.تعقل به معنی به کار گرفتن عقل است.نکته مهم این است که در تمام آیات قرآن قلب با (دل)به معنی باطن به کار گرفته شده همین طورکه در زبان عربی نیز قلب به معنی باطن است نه تنها در زبان عربی بلکه در زبان فارسی نیز قلب به معنای باطن است .مثلا وقتی ما می گوییم می دونم توی دلت چی می گذره به این معنیه که می دونم توی باطنت چی می گذره.نکته مهمتر این است که در تمام آیات قرآن بلا استسنا صدر یا همان سینه به معنای سینه معنوی(یا وجدان) به کار رفته برای مثال وقتی قرآن به پیامبر می فرماید بیاد آر که سینه ات را گشودیم و آن را پاک کردیم به این معنی نیست که سینه توسط کارد پاره شده و سپس توسط دستمال کاغذی پاک شده.بلکه منظور سینه معنوی است پس آیه را بایدبه طور صحیح ترجمه شود

آيا در زمين گردش نكردند . پس قرار داديم براي آنان باطنی كه با آن عقلشان را به کار گیرند و گوشهايي كه با آن بشنوند ، در حقيقت چشم آنان كور نيست بلكه باطنی كه درسینه معنویشان (درمعنویتشان) است كور است

پس همیشه یادمان باشد قبل از این که شبهه ای را بیفکنیم خوب به همه چیز توجه کنیم.

اما در مورد آفرینش آسمانها و زمین اول باید معانی کلمات نجومی ر ا در قرآن بررسی کرد

هفت آسمان:هفت آسمان به معنی همان هفت جو است چون:1-قرآن می گوید آنها لایه لایه اند 2:ماه در آنها نوری است3:ابتدا گازی بودند4:از همکاری زمین و آسمان شکل گرفتند5-آنها بالای سر ما است. که کاملا این مشخصات جو بر همان هفت آسمان قرآن تطابق دارد

آسمانها:ابتدا بگویم هفت آسمان با آسمانها به هیچ وجه مترادف نیست (امیدوارم درک کنند)از آن چه در قرآن به نظر می رسد آسمانها به معنی کاینات است که درمحدوده بیضی شکل قرار دارد و اگر بخواهیم بزرگی آن را بررسی کنیم همان بزرگی لحظه ای بوده که در مورد آن صحبت شده(بزرگی 1400 سال پیش)

کواکب:به معنی سیارگان است

نجم:به معنی ستارگان است

سماء الدنیا: به معنی منظومه شمسی است

یوم:مطمئنا یوم در اینجا به معنی دوره است دلیل 1: چون اصلا در زمان آفرینش روزی وجود نداشته پس وقتی قرآن می گوید هفت جو را در دوروز گذراند یعنی این که در دو دوره آن را ساخت

دلیل 2:قرآن کریم برای توصیف روزهای آفرینش جهان از کلماتی مثل "ثم" که به معنی" مدت بسیار زیادی بعد"است استفاده کرده در صورتی که روزها پشت سر هم می آید دلیل 3: به آیه 19 سوره 54 توجه کنید عذاب قوم ثمود که هفت روز بوده را یک روز مستمر توصیف می نماید که همان یک دوره محسوب می شود

در زمين از بالای آن (از سطح آن) کوهها قرار داد، و درون آن را شايان نمود، و برکات و اقوات آن را در چهار دوره تعيين نمود یکسان برای سوال کنندگان سپس به جو پرداخت که در آن

زمان گاز بود(یعنی جو اولیه وجود داشت)

به آن و به زمين گفت:

خواسته يا ناخواسته با هم همکاری دوجانبه کنيد. گفتند: ما خواست ترا پيروی می کنيم. به اين ترتيب آنها را در دو دوره هفت جو نمود و به هر يک کار خاص آنرا وحی نمود

( 10 -12 فصلت)

کره زمين هنگام پيدايش خود مذاب بوده و رفته رفته سرد شده و سطح آن منجمد شده ولی در ابتدا ضخامت قشر سطح آن کم بوده، به اين خاطر فعل و انفعالات درونی زمين ميليونها آتشفشان ايجاد و فعال کرده بوده است و فعال بودن ميليونها آتشفشان نيز جو زمين را پر از دود و دودی می کرده است(جو اولیه به وجود آمد). با گذشت زمان و سردتر شدن زمين و ضخيم تر شدن قشر سطح زمين از آتشفشانها کاسته و کاسته شده است سپس فعاليتهای آتـشـفـشـانی شـديـد رخ می دهد و زمين اندازه های زيادی از گازها از جـمـلـه: نيتروژن، امونياک، دی اکسيد کربن، متان و همينطور بخار آب را بيرون می ريزد. وقـتی دمای حرارت کاهش پيدا می کند بخار آب متراکم می شود، ابر درست می کند و باران می بارد و درياچه و دريای اوليه ايجاد می شود. در عمق بيش از 10 متری آن آبها (يعنی پائـيـنترين عمق برای نفوذ اشعه خطرناک مـاوراء بنـفـش) گياهان نخستين می رويند

قرآن کریم این گیاهان نخستین را اقوات می نامد چون تمام گیاهان و درختان امروزی از تکامل این گیاهان اولیه درست شده است.

پس می بنیم هیچ اشکالی در علم نجوم قرآن دیده نمی شود

اما در مورد این که گفته شده خدا زمین را گستراند (پس تناقض وجود دارد)

من فرهنگ فارسی عمید را نگاه کردم گسترده شدن را تنگ شدن نیز ترجمه کرده

آیه دیگر در قرآن آيا نمی بينند(متوجه نشدند) ما رفته رفته از زمين از اطراف آن کم می کنيم»؟نکـتـه آيـه: از زمين از اطراف آن رفته رفته کم می شود:

زمين در واقع چنان که قــرآن مـطـرح کرده پـيـوسـتـه در حال کم و کاسته شدن است. پيوسته گاز و گرما و انرژی از جو زمين خارج می شود و به فضا می رود، و رفته رفته از حجم و انـدازه

کاسته میشـود. طوريکه تخـمين زده می شود، زمين در آغاز پيدايش خود حجمی تقـريباً 2000 بار بزرگ تر از حجم کنونی خود داشته است و به نوعی زمین تنگ شده بنابراین گفتن این جمله که زمین را گستراند(تنگ کرد) هیچ تناقضی نیست چون فهمیدیم زمین تنگ شده.

اما این فرد که ابتدا سعی داشت سعدی شاعر فارسی را از مسلمانان خارج بداند بعد از مدتی گفت اشعار سعدی به پای اشعار حافظ نمی رسد!!!جالب است این می آید خلاف حرف ادیب شناسان که این دو شاعر را هم مقام دانستند حرف می زند .یک بار هم که به او گفتیم انیشتین اسلام را بهترین دین دانسته گفت نظریه نسبیت انیشتین هم غلط بوده پس دانشمندان هم ممکن است اشتباه کنند اگر این طور است پس باید بگوییم سیف الدین شجاعی نیز به درد نمی خورد چون اشکالاتی را که از قرآن گرفته بسیار بی مورد بوده .خیلی جالب است انیشتین که توسط تمام دانشمندان بهترین دانشمند معرفی شده چون یک نظریه اش اشتباه بوده پس به درد نمی خورد.حتی زندیقیان نیز به برتر بودن انیشتین اعتراف کرده اند.ضمن آن که حافظ نیز در اشعارش اشتباه کرده برای مثال در یک شعرش آفرینش جهان را خطای خدا دانسته اما در شعری دیگر که در اواخر عمرش سروده گفته که خدا خطا نکرد(من هم بلدم بگویم شاعران هم اشتباه می کنند).اما چرادر شعر اولیش آفرینش را خطا دانسته برای این است که اشعار جوانیش کفرآمیز بوده(به خاطر جوان بودن و جاهل بودنش)من خودم بیست سال در شیراز زندگی کردم اگر ندانم حافط چگونه بوده به درد هیچ چیز نمی خورم.همان طور که می دانید اشعار جوانی حافظ عشقی بوده و تنها از عشق صحبت می شده اما در اواخر عمرش دیگر هیچ شعر عشقی نخواند و شعرهایش عارفانه شد(این نشانه این است که او توبه کرده بوده)

این شعر که هیچ چیزی از عشق در آن دیده نمی شود و در اواخر عمرش آن را سروده(فقط چند بیتش را می آورم):

خوشا شیراز و وضع بی مثالش خداوندانگهدار از زوالش

زرکن آباد ما صدلوحش الله که عمر خضر می بخشد زلالش

(بیتهای پایانی این شعر)

چرا حافط چو می ترسیدی از هجر(از مرگ) نکردی شکر ایام وصالش (باز هم از شکر خدا سرپیچی کردی و از رسیدن به خدا دست برداشتی؟)

بهتر است این شعر را کامل بخوانید

اما از این شعر چندین چیز می توان فهمید او به خدا اعتقاد داشته 2-او به الله خدای مسلمانان ایمان داشته(به اهورا مزدا یا یهوه اعتقاد نداشته) و دیگر قضیه کاملا روشن شد

3-نشان می دهد از جوانیش پشیمان شده

+ نوشته شده توسط امپراطور در و ساعت |
+ نوشته شده توسط امپراطور در و ساعت |

قرآن در آیه 157سوره نساء مى گوید:«مسیح نه كشته شد و نه به دار رفت بلكه امر بر آنها مشتبه گردید و پنداشتند او را به دار زده اند و یقیناً او را نكشتند

ولى انجیل چهارگانه كنونى همگى مساله مصلوب شدن (بدار آویخته شدن ) مسیح (علیه السلام ) و كشته شدن او را ذكر كرده اند، و این موضوع در فصول آخر هر چهار انجیل

ولى هیچیك از مسلمانان در بطلان این عقیده تردید ندارند، زیرا:

اولا: مسیح (علیه السلام ) پیامبرى همچون سایر پیامبران خدا بود، نه خدا بود و نه فرزند خدا، خداوند یكتا و یگانه است و شبیه و نظیر و مثل و مانند و همسر و فرزند ندارد.

ثانیا: ((فداء)) و قربانى گناهان دیگران شدن مطلبى كاملا غیرمنطقى است هر كس در گرو اعمال خویش است و راه نجات نیز تنها ایمان و عمل صالح خود انسان است .

ثالثا: عقیده ((فدا)) گناهكار پرور و تشویق كننده به فساد و تباهى و آلودگى است .

و اگر مى بینیم قرآن مخصوصا روى مساله مصلوب نشدن مسیح(ع ) تكیه كرده است ، با اینكه ظاهرا موضوع ساده اى به نظر مى رسد به خاطر همین است كه عقیده خرافى فداء و بازخرید گناهان امت را به شدت بكوبد مسیحیان را از این عقیده خرافى باز دارد تا نجات را در گرو اعمال خویش ببینند، نه درپناه بردن بصلیب .

رابعا: قرائنى در دست است كه مساله مصلوب شدن عیسى (علیه السلام ) را تضعیف مى كند

وقتی از مسیحیان می پرسیم چرا حضرت عیسی قربانی شد پاسخ می دهند چون یهودیان هرسال خون یک گوسفند را برای گناهانشان قربانی می کنند پس مسیح هم باید قربانی شود و می خواهند فدا شدن مسیح را با قربانی کردن خون گوسفندان توسط یهودیان توجیه کنند در صورتی که از نظر ما یهودیان خودشان خرافاتی هستند شما می روید از یک مذهب خرافاتی تر مثال می آورید شما باید از خود اسلام مثالی بیاورید، چه مولکول یا اتمی در گردن گوسفند وجود دارد که زدن گردن گوسفند باعث می شود آن مولکول گناهانمان را ببخشد چه خاصیتی در گوسفند وجود دارد که گناهان ما با قربانی شدن آنها بخشیده می شود یا چه خاصیتی در مسیح وجود دارد که با قربانی شدن او گناهان ما بخشیده می شود آیا خدا هیچ راهی دیگر نمی تواند پیدا کند که گناهان ما بخشیده شود یعنی خدا این قدر ناتوان و عاجز است که باید خودش را بکشد تا گناهان دیگران بخشیده شود

 

- مى دانیم اناجیل چهارگانه كنونى كه گواهى به مصلوب شدن عیسى (علیه السلام ) مى دهند همگى سالها بعد از مسیح (علیه السلام (بوسیله شاگردان و یا شاگردان شاگردان او نوشته شده اند و این سخنى است كه مورخان مسیحى به آن معترفند ما با دلایل زیر ثابت می کنیم که نویسندگان انجیل در به صلیب کشیدن حضرت عیسی به شک افتادند و برای این که این اعتقادشان را به نوعی توجیه کنند گفتند که دلیل مصلوب شدن او ، قربانی بودن بوده تا به نوعی گفته های یهودیان که می گفتند حضرت عیسی در آمدنش به زمین شکست خورده وکشته شده بنابراین او مسیح نیست را جبران و به نوعی توجیه کنند

اولین دلیل در این که حضرت عیسی به صلیب کشیده نشده

نویسندگان انجیل پایان کار عیسی مسیح را با تناقضات اساسی گزارش می دهند و این نشانه ای است که در نوشتن پایان کار حضرت عیسی دروغ گفته اند برای مثال هشت تناقض اساسی را بررسی می کنیم حضرت عیسی همیشه می گفته من فقط برای ینی اسراییل آمده ام اما پیش از صعود به آسمان حرف قبلیش را پس می گیرد و مثل این که اصلا آن حرف قبلی یادش رفته

تناقض 1:فرستاده نشده ام مگر به جهت گوسفندان گم شده بنی اسراییل(متی 24:15)پس از رستاخیز از قبر و پیش از صعود به آسمان به حواریون خویش دستور داده است همه امتها را شاگرد خود سازند(متی19:28)

تناقض 2: در این که چند روز در زمین می ماند و سپس عروج می کند

به گفته اناجیل حضرت عیسی پیشگویی کرده بود که سه روز و سه شب در شکم زمین خواهد ماند(متی 40:12)ولی باز هم به گفته اناجیل وی پیش از غروب روز جمعه به خاک سپرده شد و در سپیده دم روز یکشنبه دیدند که در قبرش نیست یعنی دو شب و در مورد روز مقداری از دو روز بیشتر

تناقض 3 : صعود عیسی از بیت عنیا بود): لوقا 24 : 50 آنگاه عیسی ایشان را با خود به نزدیکی «بیت عنیا» برد. در آنجا دست های خود را به سوی آسمان بلند کرد و ایشان را برکت داد، 51 و در همان حال از روی زمین جدا شد و به سوی آسمان بالا رفت. 52 شاگردان او را پرستش کردند و با شادی بسیار به اورشلیم بازگشتند 53 و به خانهی خدا رفتند.

(صعود عیسی از روی کوه زیتون بود): اعمال رسولان 1 : 9

پس از آنکه عیسی این سخنان را به پایان رسانید، در مقابل چشمان ایشان، به سوی آسمان بالا رفت و در ابری ناپدید گشت... 12 این رویداد تاریخی بر روی کوه زیتون واقع شد که با اورشلیم یک کیلومتر فاصله داشت، پس، از آنجا به شهر بازگشتند

 

تناقض 4 : :در حالی که انجیل مرقس ادعا دارد: حواریون پس از رؤیت عیسی، برای تبلیغ همه جا رفتند! مرقس 16 : 19: چون عیسای خداوند، سخنان خود را به پایان رسانید به آسمان صعود کرد و به دست راست خدا نشست* 20 شاگردان به همه جا رفته، پیغام انجیل را به همه رساندند. ولی لوقا برخلاف ایشان ادعا می کند: حواریون پس از رؤیت عیسی، به هیچ کجا برای تبلیغ نرفتند!

لوقا 24 :51: و در همان حال از روی زمین جدا شد و به سوی آسمان بالا رفت* 52 شاگردان او را پرستش کردند و با شادی بسیار به اورشلیم بازگشتند و به خانهی خدا رفتند. آنان همواره در آنجا مانده، خدا را شکر و ستایش می کردند

تناقض 5:در این که مریم مجدلیه تنها بر سر قبر آمد یا کس دیگری هم او را همراهی می نمود

انجیل متی فصل 28 آیات 1 تا 10: و بعد از سَبَّت هنگام فجر روز اول هفته مریم مجدلیه و مریم دیگر بجهت دیدن قبر آمدند* ......

ولی در انجیل یوحنا فصل20 آیات 1 تا 17: با مدادان در اول هفته وقتی که هنوز تاریک بود مریم مجدلیه بر سر قبر آمد و دید سنگ از قبر برداشته شده است* ...

آیا فقط مریم مجدلیه بر سر قبر آمد و مریم دیگری او را همراهی نمی کرد؟ و بنا به ادعای متی آن مریم دیگر که بود؟

 

تناقض 6:در انجیل متی فصل 27 آیات 55و 56 نوشته: و در آنجا زنان بسیاری که از جلیل در عقب عیسی آمده بودند تا او را خدمت کنند از دور نظاره می کردند* که از آن جمله مریم مجدلیه بود و مریم مادر یعقوب و یوشا و مادر پسران زبدی*

ولی در انجیل یوحنا فصل19 آیه 25 نوشته: و پای صلیب عیسی مادر او و خواهر مادرش مریم زن کلوپا و مریم مجدلیه ایستاده بودند*

این اختلاف در نقل تعداد زنانی که در پای صلیب مسیح بودند از چیست و از کیست؟

تناقض 7:در این که یهودا با پولی که از یهودیان به سبب خیانت گرفته چه کار کرد و عاقبت زمینش چه شد

انجیل متی فصل 26: 5 تا 8:

يهودا گفت گناه کردم که خون بي گناهي را تسليم نمودم پس آن نقره ها را در هيکل انداخته روانه شد و رفته خود را خفه نمود* اما روئسای کهنه نقره را برداشته گفتند (انداختن این در بیت المال جایز نیست زیرا خون بها است) پس شورا نموده به آن مبلغ مزرعه کوزه گر را به جهت مقبره غرباء خریدند*

ولی لوقا در آیه 18 باب 1 اعمال رسولان نوشته: پس او یهودا از اجرت ظلم خود زمینی خریده بر روی در افتاده از میان پاره شد و تمامی امعایش ریخته گشت و بر تمام سکنه اورشلیم معلوم گردید چنانچه آن زمین در لغت ایشان بحفل دما یعنی زمین خون نامیده شد.

حال سخن این است که آیا یهودا خود زمین برای خود خرید یا کاهنان بعد از مرگ وی برای او زمین خریدند.

در این صورت توجیه مسیحیان (اینکه یهودا خود را در زمین خود به دار کشید و طناب دار پاره شد و افتاد شکمش پاره شد) بی معنی و غیر مستند خواهد بود؟!!!

تناقض 8: عاقبت یهودای اسخر یوطی؟

انجیل متی باب 27 آیه 4و 5: یهودا گفت گناه کردم که خو.ن بی گناهی را تسلیم نمودم پس آن نقره ها را در هیکل انداخته روانه شد و رفته خود را خفه نمود.

ولی در سه انجیل دیگر نقل این واقعه طور دیگری است: لوقا در آیه 18 باب 1 اعمال رسولان نوشته: پس او یهودا از اجرت ظلم خود زمینی خریده بر روی در افتاده از میان پاره شد و تمامی امعایش ریخته گشت و بر تمام سکنه اورشلیم معلوم گردید چنانچه آن زمین در لغت ایشان بحفل دما یعنی زمین خون نامیده شد.

حال حق کدام است آیا یهودا بواسطه پاره گی شکم مرده یا بواسطه خفگی؟

____________________________________________________________________________________________-

دلیل 2:اتجیل برنابا که مصلوب شدن حضرت عیسی را انکار می کند

دلیل 3:اما مشکلترین و حادترین سؤالات زمانی پیش آمد که انجیل پطرس کشف گردید . آری در اناجیل قبطی کشف شده در نجع حمادی به روشنی ذکرگردیده بود که مسیح به صلیب کشیده نشده بلکه کسی شبیه به او به صلیب کشیده شد این انجیلها تأثیر شگرفی بر تاریخ مسیحیت گذاشت چرا که برخی از این انجیلها به نیمه ی نخستین قرن اول میلادی بازمی گردد و پیشینه آن به تاریخی قبل از تمام اناجیل می رسد .

در انجیل پطرس که از جمله همین انجیلها بود ودر 1970 توسط یونسکو ارائه شد چنین آمده است:

«کسی که من او را خوشبخت دیدم و می خندید همان مسیح زنده است

لکن کسانی که میخ ها را در دستان و پاهایش فرو کردهاند بدل اوست و بدل را مورد اذیت و آزار قرار دادند>> »

دلیل 4 :شب آخری که مسیح با حواریونش صحبت می کند و یهودا به همراه سربازان رومی نزدیک می شود مسیح می گوید:<دیگر فرصت زیادی نمانده تا با شما سخن بیشتری بگویم یهودا(شیطان)دارد به طرف من نزدیک می شود ولی در برابر من هیچ قدرتی ندارد برخیزید از این جا برویم > یوحنا فصل 14 آیه 31 اگر یهودا در برابر مسیح قدرت داشت و می توانست او را

مصلوب کند چرا مسیح باید می گفت او در برابر من قدرتی ندارد

دلیل 5 و نیز مى دانیم كه شاگردان مسیح (علیه السلام ) به هنگام حمله دشمنان به او فرار كردند، و اناجیل نیز گواه بر این مطلب مى باشد بنابراین مساله مصلوب شدن عیسى (علیه السلام ) را از افواه مردم گرفته اند و همانطور كه بعداً اشاره خواهیم كرد، اوضاع و احوال چنان پیش آمد كه موقعیت براى اشتباه كردن شخص دیگرى بجاى مسیح (علیه السلام ) آماده گشت .

- دلیل 6:عامل دیگر كه اشتباه شدن عیسى را به شخص دیگر امكان پذیر مى كند این است كه كسانى كه براى دستگیر ساختن حضرت عیسى به باغ (جستیمانى در خارج شهر رفته بودند، گروهى از لشكریان رومى بودند كه در اردوگاهها مشغول وظائف لشكرى بودند، این گروه نه یهودیان را مى شناختند و نه آداب و زبان و رسوم آنها را مى دانستند و نه شاگردان عیسى را از استادشان تشخیص مى دادند.

- دلیل 7:اناجیل مى گوید: حمله به محل عیسى (علیه السلام ) شبانه انجام یافت و چه آسان است كه در این گیر و دار شخص مورد نظر فرار كند و دیگرى بجاى او گرفتار شود.

دلیل 8:از نوشته همه اناجیل استفاده مى شود كه شخص گرفتار در حضور پیلاطس رومى در بیت المقدس سكوت اختیار كرد و كمتر در برابر سخنان آنها سخن گفت ، و از خود دفاع كرد، بسیار بعید به نظر مى رسد كه عیسى (علیه السلام ) خود را در خطر ببیند و با آن بیان رسا و گویاى خود و با شجاعت و شهامت خاصى كه داشت از خود دفاع نكرده باشد آیا جاى این احتمال نیست كه دیگرى (به احتمال قوى یهوداى اسخریوطى كه به مسیح (علیه السلام ) خیانت كرد و نقش ‍ جاسوس را ایفا نمود و مى گویند شباهت كاملى به مسیح (علیه السلام ) داشت ) به جاى او دستگیر شده و چنان در وحشت و اضطراب فرو رفته كه حتى نتوانسته است از خود دفاع كند و سخنى بگوید -

دلیل9:به خصوص ‍ اینكه در اناجیل مى خوانیم(یهوداى اسخریوطى )) بعد از این واقعه دیگر دیده نشد و طبق گفته اناجیل انتحار كرد

- دلیل 10::همانطور كه گفتیم : شاگردان مسیح (علیه السلام ) به هنگام احساس ‍ خطر، طبق شهادت اناجیل ، فرار كردند، و طبعا دوستان دیگر هم در آن روز مخفى شدند و از دور بر اوضاع نظر داشتند، بنابراین شخص ‍ دستگیر شده در حلقه محاصره نظامیان رومى بوده و هیچیك از دوستان او اطراف او نبودند، به این ترتیب چه جاى تعجب كه اشتباهى واقع شده باشد.

- دلیل 11:در اناجیل مى خوانیم كه شخص محكوم بر چوبه دار از خدا شكایت كرد كه چرا او را تنها گذارده و به دست دشمن براى قتل سپرده است ! اگر مسیح (علیه السلام ) براى این به دنیا آمده كه بدار آویخته شود و قربانى گناهان بشر گردد چنین سخن ناروائى از او به هیچ وجه درست نبوده است ، این جمله به خوبى نشان مى دهد كه شخص مصلوب آدم ضعیف و ترسو و ناتوانى بوده است كه صدور چنین سخنى از او امكانپذیر بوده است ، و او نمى تواند مسیح باشد.

دلیل 12:بعضى از فرق مسیحى در مصلوب شدن عیسى (علیه السلام ) تردید كرده اند وحتى بعضى از محققان معتقد بوجود دو عیسى در تاریخ شده اند: یكى عیساى مصلوب و دیگرى عیساى غیر مصلوب كه میان آن دو پانصد سال فاصله بوده است!

مجموع آنچه در بالا گفته شد قرائنى است كه گفته قرآن را در مورد اشتباه در قتل و صلب مسیح روشن مى سازد.

+ نوشته شده توسط امپراطور در و ساعت |

1

(شش روز) 1ـ مرقس 9 : 2 شش روز بعد، عیسی با پطرس، یعقوب و یوحنا به بالای تپه ای رفت. کس دیگری در آنجا نبود. ناگاه صورت عیسی به طرز پرشکوهی شروع به درخشیدن کرد، 3 و لباسش درخشان و مثل برف سفید شد.

(هشت روز) 2ـ لوقا 9 :28 هشت روز پس از این سخنان، عیسی به همراه پطرس، یعقوب و یوحنا، بر فراز تپه ای برآمد تا دعا کند. 29 به هنگام دعا، ناگهان چهرهی عیسی نورانی شد و لباس و از سفیدی، چشم را خیره می کرد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امپراطور در و ساعت |

کتاب مقدس : هر وقت مرد بخواهد می تواند از زن طلاق گیرد آن هم با یک طلاق نامه

اسلام:اگر مرد بخواهد زن را طلاق بدهد باید مهریه سنگینی را پرداخت کند که مرد به خاطر این مهریه حتی فکر طلاق نیز به سرش راه نمی افتد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امپراطور در و ساعت |

شیخ الدین در کمال الدین روایت می کند که علی بی ابی طالب برای ما خطبه خواند و پس از حمد و ثنای الهی سه بار فرمود ای مردم قبل از این که مرا از دست بدهید هر سوالی خواستید از من بپرسید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امپراطور در و ساعت |

                                  خدا اژدها است

بنا بر نقل کتاب مقدس از بینی خداوند یا اژدها دود و از دهانش آتش متصاعد می شود:

۱- آنگاه زمین متزلزل و مرتعش گردید و اساس های آسمان بلرزیدند و از حدّت خشم او متحرک گردیدند. از بینی وی دود متصاعد شد و از دهان او آتش سوزان در آمدو اخگرها از آن افروخته گردید. و او آسمان ها را خم کرده، نزول فرمود و تاریكی غلیظ زیر پایهایش بود. بر کروبین سوار شده، پرواز نمود، و بر بالهای باد نمایان گردید (دوم سموئیل 22 / 8 ـ 11)

۲- او آواز مرا از هیکل خود شنید و استغاثة من به حضورش به گوش وی رسید. زمین متزلزل و مرتعش شده، اساس کوهها بلرزند و متزلزل گردید چونکه خشم او افروخته شد. دُخان از بینی او برآمد و نار از دهانش ملتهب گشت و آتشها از آن افروخته گردید. آسمان را خم کرده، نزول فرمود و زیر پای وی تاریکی غلیظی می بود. بر کروبی سوار شده، پرواز نمود و بر بالهای باد طیران کرد. تاریکی را پردة خود و خیمهای گرداگرد خویش بساخت. (مزامیر 18 / 6 ـ 11) ؟؟؟؟؟؟؟

جالب است بدانید این اژدهای نژادپرست فحاش در انجیل می گوید هر کسی کوچکترین گناه بکند جزایش کشته شدن است یعنی اگر کسی یک قرص نان بدزدد جزایش کشته شدن است این خدا بیشتر به شیطان شباهت دارد!

 تثلیث یعنی چه؟ به صورت خیلی خلاصه یعنی سه خدا در یک خدا همان طور که یک موبایل سه کار انجام می دهد 1:تماس تلفنی 2-دوربین فیلمبرداری عکسبرداری 3- پخش فایلهای صوتی تصویری

آیا می دانید ؟ داستان آزمايش عيسي مسيح و بردن او بر روي کوه و ارائه سلطنت هاي جهان کاملا شبيه سرگذشت هراکلس است !

--------------------------------------------------------------------------

آیا سرگذشت آتیس را تا کنون خوانده اید ؟!

« آتيس خدایی بود که مرد و پس از سه روز زنده شد و هر ساله پيروان آتيس ، شکل او را به درخت کاج مي آويختند و براي مرگش عزاداري مي کردند ، پس از سه روز آن را دفن کرده و رستاخيزش را جشن مي گرفتند و آن را نشان نجات مي دانستند »


رستاخیز مسیح چنان در ادیان بت پرستی متداول و مرسوم بود که اوریجن دانشمند بزرگ مسیحی قرن سوم درباره ی رستاخیز مسیح می نویسد :

این معجزه برای بت پرستان چیز تازه ای نیست !
آیا می دانید تثلیث در ادیان دیگر بسیار سابقه دار بوده است ؟
خدای مصریان از اوزیریس ( پدر ) ایزیس ( مادر ) و هروس ( پسر ) تشکیل شده بود اینها هم به سه خدا در یک خدا اعتقاد دارند

خدای بت پرستان مکه سه تن بودو این فرقه هم گویند سه خدا در یک خدا و خدای اصلی را خدای کعبه می دانستند(لات ٬ عزّی و منات)

خدای هندوها سه خدا هست اینها هم گویند سه خدا در یک خدا و آنها خدای اصلی را برهما می دانند و می گویند این سه خدا همان برهما هستند
1.
برهما (Brahman)
2.
شيوا
(Siva)
3.
ويشنو (Vishnu)

در قرآن كريم مى خوانيم : (( ... و قالت النصارى المسيح ابن الله ذلك قولهم بافواههم يضاهئون الذين كفروا من قبل قاتلهم الله انى يؤ فكون ؛ و نصاراى گفتند: ((مسيح پسر خداست )) اين سخنى است (باطل ) كه به زبان مى آورند، و به گفتار كسانى كه پيش از اين كافر شده اند شباهت دارد. خدا آنان را بكشد؛ چگونه (از حق ) بازگردانده مى شود؟))(توبه : 30).

در قرون اخیر ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امپراطور در و ساعت |

******************************************************

نقد یهود و مسیحیت

منبع :

kelisabar.blogfa

ابتدا با تناقضات کتاب مقدس  شروع می کنیم

یک نکته:در مورد اختلاف روزها از طرف بعضی از مسیحیان گفته می شود که در یک آیه مطابق روز رومیان گفته شده و در آیه دیگر مطابق روز اسرائیلیان.

البته در اینصورت باید تاریخ متفاوت باشد وگرنه ده روز در هرتاریخی دویست و چهل ساعت است.و با اختلاف تقویمها روزها کوتاه یا بلند نمی شوند.

و یا در مورد تعداد نفرات گفته شده که: نباید به اینها گیر داد چون ما هم وقتی قضیه ای را تعریف می کنیم نفراد حاضر را دقیق نمی گوئیم.

البته سلیقه کتاب مقدس این است که جزئیات را موبه مو بیان می کند حتی نسبنامه افرادی را که مهم نیستند را بیان می کند ولی نمی دانم چرا در بعضی جاها تخمینی می گوید و البته تخمینها هم گاهی باهم 5000 هزار نفری و یا درسن و سال 10 یا 20 سال فرق دارند!

و اما ...

داود چند نفر از سواران پادشاه صوبه را دستگير کرد ؟ ۱۷۰۰ يا ۷۰۰۰ نفر

دوم سموئیل فصل 8/4 ا و داود هزار و هفتصد سوار و بیست هزار پیاده از او گرفت و داود جمیع اسبهای ارابه‌هایش را پی كرد اما از آنها برای صد ارابه نگاه داشت.

اول توایخ18 /4 و داود هزار ارابه و هفت هزار سوار و بیست هزار پیاده از او گرفت و داود تمامی اسبان ارابه را پی كرد اما از آنها برای صد ارابه نگاه داشت.

توجیه: داوود دوبار حمله کرد!کاملا توجیه سالم و عقلانی است.و شگفت آور اینکه در حمله دوم هم مثل حمله اول بیست هزار پیاده اسیر شدند و اسبها پی شدند الا صد راس اسب که آنها را برای استفاده نگه داشتند.ادامه دارد..

نوشته های این پست:خرافات در کتاب مقدس

بررسی کتاب مقدس از دیدگاه داشنمندان مسلمانان و مسیحیان و ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امپراطور در و ساعت |

 منبع :antimajus.blogfa

سلام امروز تصمیمم بر آن شده که یه چشمه از کارایی که اینها میکنن رو بهتون نشون بدم. البته این مطلب رو قبلا نوشته بودم ولی الان با یک سری اصلاحات دوباره به روز رسانیش میکنم .چیزی که حاضر کردم بخشیه از کتاب «آئین اوستا ایران هفتهزار سال تمدن» نوشتۀ سیاوش اوستا. اسم کتاب و نویسنده اش را آوردم تا اگه دوست داشتید بروید بخوانید و نگویید من فقط بخشی از آنرا گفتم و شما را از بقیه آن آگاه نکردم. و اما بخشی از کتاب:

(به ادامه مطلب مراجعه کنید)

 

رابطه سلمان و قرآن  ؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امپراطور در و ساعت |