قرآن در آیه 157سوره نساء مى گوید:«مسیح نه كشته شد و نه به دار رفت بلكه امر بر آنها مشتبه گردید و پنداشتند او را به دار زده اند و یقیناً او را نكشتند!»
ولى انجیل چهارگانه كنونى همگى مساله مصلوب شدن (بدار آویخته شدن ) مسیح (علیه السلام ) و كشته شدن او را ذكر كرده اند، و این موضوع در فصول آخر هر چهار انجیل
ولى هیچیك از مسلمانان در بطلان این عقیده تردید ندارند، زیرا:
اولا: مسیح (علیه السلام ) پیامبرى همچون سایر پیامبران خدا بود، نه خدا بود و نه فرزند خدا، خداوند یكتا و یگانه است و شبیه و نظیر و مثل و مانند و همسر و فرزند ندارد.
ثانیا: ((فداء)) و قربانى گناهان دیگران شدن مطلبى كاملا غیرمنطقى است هر كس در گرو اعمال خویش است و راه نجات نیز تنها ایمان و عمل صالح خود انسان است .
ثالثا: عقیده ((فدا)) گناهكار پرور و تشویق كننده به فساد و تباهى و آلودگى است .
و اگر مى بینیم قرآن مخصوصا روى مساله مصلوب نشدن مسیح(ع ) تكیه كرده است ، با اینكه ظاهرا موضوع ساده اى به نظر مى رسد به خاطر همین است كه عقیده خرافى فداء و بازخرید گناهان امت را به شدت بكوبد مسیحیان را از این عقیده خرافى باز دارد تا نجات را در گرو اعمال خویش ببینند، نه درپناه بردن بصلیب .
رابعا: قرائنى در دست است كه مساله مصلوب شدن عیسى (علیه السلام ) را تضعیف مى كند
وقتی از مسیحیان می پرسیم چرا حضرت عیسی قربانی شد پاسخ می دهند
چون یهودیان هرسال خون یک گوسفند را برای گناهانشان قربانی می کنند پس مسیح هم باید قربانی شود و می خواهند فدا شدن مسیح را با قربانی کردن خون گوسفندان توسط یهودیان توجیه کنند در صورتی که از نظر ما یهودیان خودشان خرافاتی هستند شما می روید از یک مذهب خرافاتی تر مثال می آورید شما باید از خود اسلام مثالی بیاورید، چه مولکول یا اتمی در گردن گوسفند وجود دارد که زدن گردن گوسفند باعث می شود آن مولکول گناهانمان را ببخشد چه خاصیتی در گوسفند وجود دارد که گناهان ما با قربانی شدن آنها بخشیده می شود یا چه خاصیتی در مسیح وجود دارد که با قربانی شدن او گناهان ما بخشیده می شود آیا خدا هیچ راهی دیگر نمی تواند پیدا کند که گناهان ما بخشیده شود یعنی خدا این قدر ناتوان و عاجز است که باید خودش را بکشد تا گناهان دیگران بخشیده شود
- مى دانیم اناجیل چهارگانه كنونى كه گواهى به مصلوب شدن عیسى (علیه السلام ) مى دهند همگى سالها بعد از مسیح (علیه السلام (بوسیله شاگردان و یا شاگردان شاگردان او نوشته شده اند و این سخنى است كه مورخان مسیحى به آن معترفند ما با دلایل زیر ثابت می کنیم که نویسندگان انجیل در به صلیب کشیدن حضرت عیسی به شک افتادند و برای این که این اعتقادشان را به نوعی توجیه کنند گفتند که دلیل مصلوب شدن او ، قربانی بودن بوده تا به نوعی گفته های یهودیان که می گفتند حضرت عیسی در آمدنش به زمین شکست خورده وکشته شده بنابراین او مسیح نیست را جبران و به نوعی توجیه کنند
اولین دلیل در این که حضرت عیسی به صلیب کشیده نشده
نویسندگان انجیل پایان کار عیسی مسیح را با تناقضات اساسی گزارش می دهند
و این نشانه ای است که در نوشتن پایان کار حضرت عیسی دروغ گفته اند برای مثال هشت تناقض اساسی را بررسی می کنیم حضرت عیسی همیشه می گفته من فقط برای ینی اسراییل آمده ام اما پیش از صعود به آسمان حرف قبلیش را پس می گیرد و مثل این که اصلا آن حرف قبلی یادش رفتهتناقض 1
:فرستاده نشده ام مگر به جهت گوسفندان گم شده بنی اسراییل(متی 24:15)پس از رستاخیز از قبر و پیش از صعود به آسمان به حواریون خویش دستور داده است همه امتها را شاگرد خود سازند(متی19:28)تناقض 2:
در این که چند روز در زمین می ماند و سپس عروج می کندبه گفته اناجیل حضرت عیسی پیشگویی کرده بود که سه روز و سه شب در شکم زمین خواهد ماند(متی 40:12)ولی باز هم به گفته اناجیل وی پیش از غروب روز جمعه به خاک سپرده شد و در سپیده دم روز یکشنبه دیدند که در قبرش نیست یعنی دو شب و در مورد روز مقداری از دو روز بیشتر
تناقض 3 :
صعود عیسی از بیت عنیا بود): لوقا 24 : 50 آنگاه عیسی ایشان را با خود به نزدیکی «بیت عنیا» برد. در آنجا دست های خود را به سوی آسمان بلند کرد و ایشان را برکت داد، 51 و در همان حال از روی زمین جدا شد و به سوی آسمان بالا رفت. 52 شاگردان او را پرستش کردند و با شادی بسیار به اورشلیم بازگشتند 53 و به خانهی خدا رفتند.(
صعود عیسی از روی کوه زیتون بود): اعمال رسولان 1 : 9پس از آنکه عیسی این سخنان را به پایان رسانید، در مقابل چشمان ایشان، به سوی آسمان بالا رفت و در ابری ناپدید گشت... 12 این رویداد تاریخی بر روی کوه زیتون واقع شد که با اورشلیم یک کیلومتر فاصله داشت، پس، از آنجا به شهر بازگشتند
تناقض 4 :
:در حالی که انجیل مرقس ادعا دارد: حواریون پس از رؤیت عیسی، برای تبلیغ همه جا رفتند! مرقس 16 : 19: چون عیسای خداوند، سخنان خود را به پایان رسانید به آسمان صعود کرد و به دست راست خدا نشست* 20 شاگردان به همه جا رفته، پیغام انجیل را به همه رساندند. ولی لوقا برخلاف ایشان ادعا می کند: حواریون پس از رؤیت عیسی، به هیچ کجا برای تبلیغ نرفتند!لوقا 24 :51:
و در همان حال از روی زمین جدا شد و به سوی آسمان بالا رفت* 52 شاگردان او را پرستش کردند و با شادی بسیار به اورشلیم بازگشتند و به خانهی خدا رفتند. آنان همواره در آنجا مانده، خدا را شکر و ستایش می کردندتناقض 5:در این که مریم مجدلیه تنها بر سر قبر آمد یا کس دیگری هم او را همراهی می نمود
انجیل متی فصل 28 آیات 1 تا 10
: و بعد از سَبَّت هنگام فجر روز اول هفته مریم مجدلیه و مریم دیگر بجهت دیدن قبر آمدند* ......ولی در انجیل یوحنا فصل20 آیات 1 تا
17: با مدادان در اول هفته وقتی که هنوز تاریک بود مریم مجدلیه بر سر قبر آمد و دید سنگ از قبر برداشته شده است* ...آیا فقط مریم مجدلیه بر سر قبر آمد و مریم دیگری او را همراهی نمی کرد؟ و بنا به ادعای متی آن مریم دیگر که بود؟
تناقض 6:
در انجیل متی فصل 27 آیات 55و 56 نوشته: و در آنجا زنان بسیاری که از جلیل در عقب عیسی آمده بودند تا او را خدمت کنند از دور نظاره می کردند* که از آن جمله مریم مجدلیه بود و مریم مادر یعقوب و یوشا و مادر پسران زبدی*ولی در انجیل یوحنا فصل19 آیه 25 نوشته: و پای صلیب عیسی مادر او و خواهر مادرش مریم زن کلوپا و مریم مجدلیه ایستاده بودند*
این اختلاف در نقل تعداد زنانی که در پای صلیب مسیح بودند از چیست و از کیست؟
تناقض 7:در این که یهودا با پولی که از یهودیان به سبب خیانت گرفته چه کار کرد و عاقبت زمینش چه شد
انجیل متی فصل 26: 5 تا 8
:يهودا گفت گناه کردم که خون بي گناهي را تسليم نمودم پس آن نقره ها را در هيکل انداخته روانه شد و رفته خود را خفه نمود* اما روئسای کهنه نقره را برداشته گفتند (انداختن این در بیت المال جایز نیست زیرا خون بها است) پس شورا نموده به آن مبلغ مزرعه کوزه گر را به جهت مقبره غرباء خریدند*
ولی لوقا در آیه 18 باب 1 اعمال رسولان
نوشته: پس او یهودا از اجرت ظلم خود زمینی خریده بر روی در افتاده از میان پاره شد و تمامی امعایش ریخته گشت و بر تمام سکنه اورشلیم معلوم گردید چنانچه آن زمین در لغت ایشان بحفل دما یعنی زمین خون نامیده شد.حال سخن این است که آیا یهودا خود زمین برای خود خرید یا کاهنان بعد از مرگ وی برای او زمین خریدند.
در این صورت توجیه مسیحیان (اینکه یهودا خود را در زمین خود به دار کشید و طناب دار پاره شد و افتاد شکمش پاره شد) بی معنی و غیر مستند خواهد بود؟!!!
تناقض 8:
عاقبت یهودای اسخر یوطی؟انجیل متی باب 27 آیه 4و 5
: یهودا گفت گناه کردم که خو.ن بی گناهی را تسلیم نمودم پس آن نقره ها را در هیکل انداخته روانه شد و رفته خود را خفه نمود.ولی در سه انجیل دیگر نقل این واقعه طور دیگری است: لوقا در آیه 18 باب 1 اعمال رسولان نوشته: پس او یهودا از اجرت ظلم خود زمینی خریده بر روی در افتاده از میان پاره شد و تمامی امعایش ریخته گشت و بر تمام سکنه اورشلیم معلوم گردید چنانچه آن زمین در لغت ایشان بحفل دما یعنی زمین خون نامیده شد.
حال حق کدام است آیا یهودا بواسطه پاره گی شکم مرده یا بواسطه خفگی؟
____________________________________________________________________________________________-
دلیل 2:اتجیل برنابا که مصلوب شدن حضرت عیسی را انکار می کند
دلیل 3:اما مشکلترین و حادترین سؤالات زمانی پیش آمد که انجیل پطرس کشف گردید . آری در اناجیل قبطی کشف شده در نجع حمادی به روشنی ذکرگردیده بود که مسیح به صلیب کشیده نشده بلکه کسی شبیه به او به صلیب کشیده شد این انجیلها تأثیر شگرفی بر تاریخ مسیحیت گذاشت چرا که برخی از این انجیلها به نیمه ی نخستین قرن اول میلادی بازمی گردد و پیشینه آن به تاریخی قبل از تمام اناجیل می رسد .
در انجیل پطرس که از جمله همین انجیلها بود ودر 1970 توسط یونسکو ارائه شد چنین آمده است:
«
کسی که من او را خوشبخت دیدم و می خندید همان مسیح زنده استلکن کسانی که میخ ها را در دستان و پاهایش فرو کردهاند بدل اوست و بدل را مورد اذیت و آزار قرار دادند
>> »دلیل 4 :
شب آخری که مسیح با حواریونش صحبت می کند و یهودا به همراه سربازان رومی نزدیک می شود مسیح می گوید:<دیگر فرصت زیادی نمانده تا با شما سخن بیشتری بگویم یهودا(شیطان)دارد به طرف من نزدیک می شود ولی در برابر من هیچ قدرتی ندارد برخیزید از این جا برویم > یوحنا فصل 14 آیه 31 اگر یهودا در برابر مسیح قدرت داشت و می توانست او رامصلوب کند چرا مسیح باید می گفت او در برابر من قدرتی ندارد
دلیل 5 و نیز مى دانیم كه شاگردان مسیح (علیه السلام ) به هنگام حمله دشمنان به او فرار كردند، و اناجیل نیز گواه بر این مطلب مى باشد بنابراین مساله مصلوب شدن عیسى (علیه السلام ) را از افواه مردم گرفته اند و همانطور كه بعداً اشاره خواهیم كرد، اوضاع و احوال چنان پیش آمد كه موقعیت براى اشتباه كردن شخص دیگرى بجاى مسیح (علیه السلام ) آماده گشت .
- دلیل 6:عامل دیگر كه اشتباه شدن عیسى را به شخص دیگر امكان پذیر مى كند این است كه كسانى كه براى دستگیر ساختن حضرت عیسى به باغ (جستیمانى در خارج شهر رفته بودند، گروهى از لشكریان رومى بودند كه در اردوگاهها مشغول وظائف لشكرى بودند، این گروه نه یهودیان را مى شناختند و نه آداب و زبان و رسوم آنها را مى دانستند و نه شاگردان عیسى را از استادشان تشخیص مى دادند.
- دلیل 7:اناجیل مى گوید: حمله به محل عیسى (علیه السلام ) شبانه انجام یافت و چه آسان است كه در این گیر و دار شخص مورد نظر فرار كند و دیگرى بجاى او گرفتار شود.
دلیل 8:از نوشته همه اناجیل استفاده مى شود كه شخص گرفتار در حضور پیلاطس رومى در بیت المقدس سكوت اختیار كرد و كمتر در برابر سخنان آنها سخن گفت ، و از خود دفاع كرد، بسیار بعید به نظر مى رسد كه عیسى (علیه السلام ) خود را در خطر ببیند و با آن بیان رسا و گویاى خود و با شجاعت و شهامت خاصى كه داشت از خود دفاع نكرده باشد آیا جاى این احتمال نیست كه دیگرى (به احتمال قوى یهوداى اسخریوطى كه به مسیح (علیه السلام ) خیانت كرد و نقش جاسوس را ایفا نمود و مى گویند شباهت كاملى به مسیح (علیه السلام ) داشت ) به جاى او دستگیر شده و چنان در وحشت و اضطراب فرو رفته كه حتى نتوانسته است از خود دفاع كند و سخنى بگوید -
دلیل9:به خصوص اینكه در اناجیل مى خوانیم(یهوداى اسخریوطى )) بعد از این واقعه دیگر دیده نشد و طبق گفته اناجیل انتحار كرد
- دلیل 10::همانطور كه گفتیم : شاگردان مسیح (علیه السلام ) به هنگام احساس خطر، طبق شهادت اناجیل ، فرار كردند، و طبعا دوستان دیگر هم در آن روز مخفى شدند و از دور بر اوضاع نظر داشتند، بنابراین شخص دستگیر شده در حلقه محاصره نظامیان رومى بوده و هیچیك از دوستان او اطراف او نبودند، به این ترتیب چه جاى تعجب كه اشتباهى واقع شده باشد.
- دلیل 11:در اناجیل مى خوانیم كه شخص محكوم بر چوبه دار از خدا شكایت كرد كه چرا او را تنها گذارده و به دست دشمن براى قتل سپرده است ! اگر مسیح (علیه السلام ) براى این به دنیا آمده كه بدار آویخته شود و قربانى گناهان بشر گردد چنین سخن ناروائى از او به هیچ وجه درست نبوده است ، این جمله به خوبى نشان مى دهد كه شخص مصلوب آدم ضعیف و ترسو و ناتوانى بوده است كه صدور چنین سخنى از او امكانپذیر بوده است ، و او نمى تواند مسیح باشد.
دلیل 12:بعضى از فرق مسیحى در مصلوب شدن عیسى (علیه السلام ) تردید كرده اند وحتى بعضى از محققان معتقد بوجود دو عیسى در تاریخ شده اند: یكى عیساى مصلوب و دیگرى عیساى غیر مصلوب كه میان آن دو پانصد سال فاصله بوده است!
مجموع آنچه در بالا گفته شد قرائنى است كه گفته قرآن را در مورد اشتباه در قتل و صلب مسیح روشن مى سازد.

