******************************************************
نقد یهود و مسیحیت
منبع :
kelisabar.blogfa
ابتدا با تناقضات کتاب مقدس شروع می کنیم
یک نکته:در مورد اختلاف روزها از طرف بعضی از مسیحیان گفته می شود که در یک آیه مطابق روز رومیان گفته شده و در آیه دیگر مطابق روز اسرائیلیان.
البته در اینصورت باید تاریخ متفاوت باشد وگرنه ده روز در هرتاریخی دویست و چهل ساعت است.و با اختلاف تقویمها روزها کوتاه یا بلند نمی شوند
.و یا در مورد تعداد نفرات گفته شده که: نباید به اینها گیر داد چون ما هم وقتی قضیه ای را تعریف می کنیم نفراد حاضر را دقیق نمی گوئیم
.البته سلیقه کتاب مقدس این است که جزئیات را موبه مو بیان می کند حتی نسبنامه افرادی را که مهم نیستند را بیان می کند ولی نمی دانم چرا در بعضی جاها تخمینی می گوید و البته تخمینها هم گاهی باهم 5000 هزار نفری و یا درسن و سال 10 یا 20 سال فرق دارند!
و اما
...داود چند نفر از سواران پادشاه صوبه را دستگير کرد ؟ ۱۷۰۰ يا ۷۰۰۰ نفر
دوم سموئیل فصل 8/4 ا و داود هزار و هفتصد سوار و بیست هزار پیاده از او گرفت و داود جمیع اسبهای ارابههایش را پی كرد اما از آنها برای صد ارابه نگاه داشت.
اول توایخ18 /4 و داود هزار ارابه و هفت هزار سوار و بیست هزار پیاده از او گرفت و داود تمامی اسبان ارابه را پی كرد اما از آنها برای صد ارابه نگاه داشت
.توجیه: داوود دوبار حمله کرد!کاملا توجیه سالم و عقلانی است.و شگفت آور اینکه در حمله دوم هم مثل حمله اول بیست هزار پیاده اسیر شدند و اسبها پی شدند الا صد راس اسب که آنها را برای استفاده نگه داشتند
.اخزيا پادشاه بني اسراييل هنگام پادشاهی چند سال داشت ؟ ۴۲ يا ۲۲
دوم تواریخ 22 /2و اَخزیا چهل و دو ساله بود كه پادشاه شد و یك سال در اورشلیم سلطنت كرد و اسم مادرش عتَلیا دختر عمری بود
.دوم پادشاهان 8 /2۶و اَخَزیا چون پادشاه شد بیست و دو ساله بود و یكسال در اورشلیم پادشاهی كرد و اسم مادرش عتَلیا دختر عمری پادشاه اسرائیل بود
.توجیه:یکی از آیه ها با تاریخ رومیان است و دیگری تاریخ اسرائیلی!و البته اختلاف 20 سال خدشه ای به اعتبار کتاب مقدس وارد نمی کند
.فرمانده جنگي داود در يک حمله چند نفر را کشت؟ ۸۰۰ يا ۳۰۰
دوم سموئیل 23/8 و نامهای شجاعانی كه داود داشت این است: یوشَیب بشَبتِ تَحكمونی كه سردار شالیشیم بود كه همان عدِینُو عِصنِی باشد كه بر هشتصد نفر تاخت آورد و ایشانرا در یك وقت كشت
.اول تواریخ 11 /11 و عدد شجاعانی كه داود داشت این است: یشُبعام بنحكوُنی كه سردار شلیشیم بود كه بر سیصد نفر نیزة خود را حركت داد و ایشانرا در یك وقت كشت
.توجیه: این فرمانده جسور دوبار حمله کرد!و یا شاید در همان حمله اولی به هشتصد نفر ضربه زد ولی پانصد نفر نمردند
.يهوياکين چند سالگي به پادشاهي رسيد؟ ۸ يا18
دوم تواریخ 36 /9 یهویاكین هشت ساله بود كه پادشاه شد و سه ماه و ده روز در اورشلیم سلطنت نمود و آنچه در نظر یَهُوَه ناپسند بود به عمل آورد.
دوم پادشاهان24 /8 و یهویاكین هجده ساله بود كه پادشاه شد و سه سال در اورشلیم سلطنت نمود و اسم مادرش نَحوشُطا دختر اَلناتان اورشلیمی بود
.توجیه:دو نفر یهویاکین بوده اند.و تصادفا هر دو در زمان نبوکد نصر پادشاه بوده اند و تصادفا هر دو هم در اورشلیم بوده اند.و تصادفا پدر هردو هم بد بوده اند.و یا باز تقویم رومی و اسرائیلی باهم فرق دارند
.فعلا اینها را داشته باشید
***************************************************************
اشعيا 7 / 10-12 (و سپس خداوند پيام ديگري براي آحاز پادشاه فرستاد:"اي آحاز، از من علامتي بخواه تا مطمئن شوي كه دشمنانت را شكست خواهم داد. هر علامتي كه بخواهي، چه در زمين باشد و چه درآسمان، برايت انجام خواهم داد
.اما پادشاه قبول نكرد و گفت : اين كار را انجام نخواهم كرد و خداوند را امتحان نخواهم نمود
.)متي 4/7 عیسی وی را گفت: و نیز مكتوب است خداوند خدای خود را تجربه مكن
.من كه خلاف فرموده حضرت عيسي را در كتاب يافتم يعني خداوند از بنده اش آحاز مي خواهد كه خدا را امتحان كند
.با توجه به اينكه مسيحيان اعا دارند عيسي خدا است آيا بنظر نمي رسد كه خدا در اشعيا و متي دچار تناقض گويي شده است؟
******************************************************
سطنت یهوشافاط
(بتکده های روی تپه ها را از بین برد)
1ـ دوم تواریخ 17 : 5
پس خداوند موقعیت سلطنت یهوشافاط را تحکیم نمود... 6 یهوشافاط با دل و جان، خداوند را خدمت می کرد. او بتکده های روی تپه ها را خراب کرد و بت های شرم آور اشیره را درهم شکست.
(بتکده های روی تپه ها را از بین نبرد)
2ـ اول پادشاهان 22 : 42
پهوشاناط در سن سی و پنج سالگی بر تخت نشست و بیست و پنج سال در اورشلیم سلطنت کرد... 43 او هم مثل پدر خود آسا مطابق میل خداوند عمل می کرد به جز در یک مورد و آن اینکه بتخانه های روی تپه ها را از بین نبرد.
*****************************************
کلمات زیر از متداول ترین لغاتی است که در کتاب مقدس برای شراب بکار برده شده است
.لغت یونانی که برای شراب در لوقا ۷: ۳۳ بکار رفته است
می باشد
Oinos.
این لغت می تواند به دو نوع کاملاً متمایز انگور اشاره کندعصاره تخمیر نشده انگور و( ۲ ) عصاره تخمیر شده انگور یا شرابی که باعث مستی می گردد(۱
)یوحنا در باب دوم انجیل خود بیان می کند که مسیح در یک جشن عروسی در قانای جلیل آب را به شراب تبدیل کرد
.سوالی که در اینجا مطرح می باشد٬ این است که چه نوع شرابی؟ همانطوری که دیدم شراب می تواند تخمیر شده یا نشده و خالص یا مخلوط شده با آب باشد. ما باید پاسخ خود را با این سوال بر اساس معنایی که در متن وجود دارد و مورد اخلاقی موجود بیان کنیم. دیدگاه و نظرم بااین مطالعه کتاب مقدس این است که عیسی
شرابیرا که بوجود آورده میباشد
Oinosبله
این عین مطالبی است که بنده بعد از مطالعه دقیق 16پست از وبلاگ آقای عمانوئل برداشت کرده و در اینجا آورده امایشان خودشان تصریح دارند که در اینجا شراب میتواند به دو معنی بیاید حال با چه دلیل متقنی ادعا دارند در باب دوم یوحنا منظور اب انگور است.
و جالب انجاست که در تمام مثالهایشان در این مقالات شرابی را اشاره می کنند که باعث مستی است(میتوان به وبلاگ ایشان مراجعه کرد) مگر چند موردی راکه دربارهحضرت عیسی آورده آنهم به ادعای خودش
!!!!!حال کمی اندیشیدن مطلب را آشکار مینماید
!!!!!!
*****************************************************
زنای دختران لوط با وی
لوط يكي از شخصيت هاي بزرگ كتاب مقدس است كسي كه خدا به ديدار او آمد و مردم شهر سدوم و عموره را به كه لوط در ميانشان ميزيست را از نابود كرد
پس از نابودي شهر سدوم و عموره لوط با دو دخترش راهي غاري شدند و در آن سكونت ورزيدند چون مدتي در غار زيست كردند دو دختر لوط به هم گفتند كه پدر ما پير شده و مردي نيست كه به ما در آيد بيا تا پدر خود را شراب نوشانيم و با وي همبستر شويم تا از اين طريق نسلي از پدر خود نگاه داريم
به برگرفته زیر از گتاب مقدس دقت کنید:
31 و دختر بزرگ به كوچك گفت: “پدر ما پیر شده و مردی بر روی زمین نیست كه بر حسب عادت كل جهان به ما درآید. 32 بیا تا پدر خود را شراب بنوشانیم و با او همبستر شویم تا نسلی از پدر خود نگاه داریم.” 33 پس در همان شب پدر خود را شراب نوشانیدند و دختر بزرگ آمده با پدر خویش همخواب شد و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد. 34 و واقع شد كه روز دیگر بزرگ به كوچك گفت: “اینك دوش با پدرم همخواب شدم امشب نیز او را شراب بنوشانیم و تو بیا و با وی همخواب شو تا نسلی از پدر خود نگاه داریم.” 35 آن شب نیز پدر خود را شراب نوشانیدند و دختر كوچك همخواب وی شد و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد. 36 پس هر دو دختر لوط از پدر خود حامله شدند. 37 و آن بزرگ پسری زاییده او را موآب نام نهاد و او تا امروز پدر موآبیان است. 38 و كوچك نیز پسری بزاد و او را بن عمی نام نهاد. وی تا بحال پدر بنی عمون است تورات سفر (پیدایش: فصل 19 / آیه 30ـ 38)
آيا چنين شخصيت هايي همچون لوط شايسته است اين قدر شراب بنوشند تا از شدت مستي نفهمند و با دختر خود همبستر شوند
و آيا ميتوان چنين نسبت هايي را پذيرفت ؟
اين نسلي كه از همبستري دو دختر لوط با پدرشان به وجود آمدند (موابيان و بني عمون ) بعدها دو قوم بزرگي را به وجود آوردند و از اجداد حضرت عيسي (ع) شدند ؟
طبق کتاب مقدس یاد شما مسیحیان باشد دختران مسیحی با خیال راحت می توانند پدرشان را مست کنند و با او هم خوابه شوند و از پدرشان حامله هم بشوند و اگر مسیح خداست هيچ ايرادي بر آنان نخواهد گرفت و پدران مسیحی یادشان باشد هر وقت دلشان خواست به دخترشان تجاوز کنند تا سنت نیک لوط را اجرا کنند !!!البته اگر تا حالا اين مورد را امتحان نكرده ايد که متاسفانه شواهد خلاف آن را نشان می دهد. در گذارشي در فرانسه از هر 3 دختر 2 دختر و از هر 3 پسر1 پسر قبل از رسيدن به 18 سالگي مورد تجاوز قرار مي گيرند كه25درصد اين تجاوزها قبل از 6 سالگي است وحشتناك تر از همه اينكه در 40 درصد از اين تجاوزها، شخص متجاوز شخصي جز پدر كودك نيست.
خرافات در مسیحیتvaaay.blogfa منبع
کشتی بین خدا و یعقوب !!!
در کتاب پیدایش باب 32 بند 24 نوشته شده :
و یعقوب تنها ماند و مردی با وی تا طلوع فجر کشتی می گرفت ( البته ننوشته این کشتی فرنگی بوده یا آزاد و اینکه دو نفر چطوری چند ساعت می تونن کشتی بگیرن . خدا که معلومه خوب قدرت خدایی داره ولی یعقوب چطوری از شب تا صبح کشتی گرفته ! نمی دونم ! )
وچون او دید که بر وی غلبه نمی یابد کف ران یعقوب را لمس کرد ( چقدر بی نزاکت ) و کف ران یعقوب در کشتی گرفتن با او فشرده شد !
پس گفت : مرا رها کن زیرا که فجر می شکافد . گفت تا مرا برکت ندهی تو را رها نکنم ( آخر کلاه بر داری تا چه حد ؟ یک بار سر برادرش رو کلاه گذاشت و برکت رو ازش دزدید ، کم بود حالا دوباره سر خدا رو کلاه می گذاره و برکت می گیره ) به وی گفت نام تو چیست ؟ گفت یعقوب گفت از این پس نام تو یعقوب خوانده نشود بلکه اسرائیل زیرا که با خدا و انسان مجاهده کردی و نصرت یافتی . و یعقوب از او سوال کرده گفت مرا از نام خود آگاه ساز . گفت چرا اسم مرا می پرسی ؟ و او را در آنجا برکت داد
و یعقوب آن مکان را فنیئیل نامیده ( گفت ) : زیرا خدا را روبرو دیده ام و جانم رستگار شد
آخه خرافات تا چه اندازه ! کشتی با خدا ! مگه خدا علاف و بیکاره که با انسان کشتی بگیره !
یکی از دوستای مسیحیم می گفت : این ها همه تجلی مسیحه و پسر خداونده که به صورت انسان متجلی میشه و این هم اشکال نداره .
ولی هر چی فکر کردم دیدم این هم یک توجیه بی خود و بی معنیه اول مگه مسیح علاف و بیکاره بیاد با یعقوب کشتی بگیره
دوم اینکه مسیح اگر خداست تا زمانی که در رحم مریم قرار نگرفته بود که جسم نبود و فرقی با خدای پدر نداشت . چجوری با انسان کشتی گرفت !!
سعدی یک شعر زیبا داره که فکر می کنم جاش همینجاست :
آدمی را عقل باید در بدن ورنه جان در کالبد دارد حمار
حیفم اومد این خرافه رو هم ننویسم آخه هم کوتاهه و هم با نمک
این خرافه در مورد یکی از شخصیتهای کتاب مقدس بنام سامسون نوشته شده که قبلا هم داستان دیگری رو در موردش نوشتم
در موردش آمده :
و چانۀ تازۀ الاغی یافته دست خود را دراز کرد و آن را گرفته هزار مرد با آن کشت !!! کتاب داوران باب 15 بند 15
اولین باری که این داستان رو خوندم شوکه شدم
هزار نفر !! اونهم با چانه ی الاغ !
کاش حداقل می گفتن شمشیر بوده . نیزه بوده . آخه با چونۀ الاغ میشه دو نفر یا پنج نفر رو زخمی کرد ، چجوری هزار نفر رو کشته !
در موردش خیلی فکر کردم تا اینکه به نتیجه رسیدم : این یک نکته علمی است و اشاره به بمب اتم داره چون تنها چیزی که ممکنه باهش هزار نفر رو کشت بمب اتمه وگرنه حتی موشکهای جنگی هم فوقش پنجاه نفر رو می کشه صد نفر رو هم زخمی می کنه
دیگه خرافه از این بالاتر هم می خواهید ؟!!
از من گفتن بود . اگه چشماتون رو باز کنید خیلی راحت کتاب مقدس رو کنار می اندازین
خرافات کتاب مقدس ( قسمت پنجم )اسحاق فرق گوسفند با پسر خود را تشخیص نمی دهد
( چون این داستان طولانیه و نویسنده با قوانین طنز نویسی آشنا نبوده من به صورت خلاصه این فکاهی رو می نویسم و اگر متن کاملش رو می خواهید به ادامۀ مطلب مراجعه کنید )
اسحاق پیر شده بود و قدرت بیناییش ضعیف شده بود .
او تصمیم گرفت پسر بزرگ خود به نام عیسو را برکت دهد ( در ادامه با مفهوم برکت اشنا می شوید ) اما برای برکت دادن نیاز داشت تا غذا بخورد و قدرت کافی را داشته باشد !!
در نتیجه به عیسو گفت : پسرم برو از صحرا یک نخجیر برایم شکار کن ، غدای خوبی که مورد پسند من است درست کن تا پس از قدرت گرفتن تو را برکت دهم . در این میان مادر عیسو این صحبتها را شنید . او که پسر کوچکش یعنی یعقوب را بیشتر دوست می داشت دست به کار شد . خوراکی از گوشت بزغاله درست کرد ،یعقوب که از این کار مادرش در هراس بود گفت : برادرم عیسو بدنش مودار است ولی من بی مو هستم ، پدر به آسانی مرا خواهد شناخت .
مادرش که فکر اینجا را هم کرده بود دستها و گردن یعقوب را با پوست بزغاله پوشانید
و او را پیش پدرش فرستاد .
یعقوب بر پدرش وارد شد . پدر سوال کرد که هستی ؟ یعقوب دروغ گفته و خود را عیسو معرفی کرد ( نویسنده چندان هم در داستان نویسی مهارت نداشته زیرا هر کسی صدای دو پسر خود را از هم تشخیص می دهد ، فکر می کنم نویسنده ، این داستان را برای گروه سنی ب نوشته )
پدر که گویا اطمینان کافی به پسران خود نداشت گفت نزدیک من بیا تا تو را از نزدیک لمس کنم و مطمئن شوم . لحظۀ حساس فرا رسید ، اسحاق یعقوب را لمس نمود آنگاه چنین گفت : صدای تو صدای یعقوب است اما دستهای تو دستهای عیسو است !!
پوست بز و بدن انسان ؟!!!!!! ![]()
اسحاق او را برکت داد ، یعقوب از پیش پدر بیرون آمد . عیسوی نگون بخت که تازه از شکار بازگشته بود غذا را تهیه کرده و پیش پدر آورد و او را دعوت به غذا خوردن کرد . اسحاق در حالی که تعجب زده شده بود گفت : که هستی عیسو پاسخ داد که من عیسو هستم . بیچاره اسحاق به لرزه افتاد و برای عیسو داستان را تعریف کرد .
عیسوی بیچاره نعره زد و به التماس افتاد که پدر مرا هم برکت بده اما اسحاق پاسخ داد : برکتی باقی نمانده و همه را به یعقوب دادم ! ( این قسمت من رو به یاد رستورانها می اندازه که می نویسند غذا تمام شد )
عیسو به گریه افتاد و باز هم خواهش نمود اما اسحاق که برکت دیگری نداشت عیسو را کاملا ناامید کرد و به او گفت غله و شیره را رزق او قرار دادم و در نهایت گفت : تو او را بندگی خواهی کرد ![]()
دوستان عزیز کدام بچه این داستان رو قبول می کنه ؟
چطور ممکنه یک نفر فرق بین فرزندش و بز رو نفهمه ؟ چجوری میشه گفت یک پدر صدای دو تا پسرش رو از هم تشخیص نده ؟ مگه برکت چیه ؟ نکنه چک تضمین شده است که قابل برگشت نیست ؟ خدایی که برکت رو بشه با دروغ و کلک ازش گرفت چه خداییه ؟ خدایی که چنین فرد خرفتی رو پیامبر قرار داده قابل پرستشه ؟
چیزی که برام خیلی جالب بود این بود که ادامه ی این بخش رو خوندم و متوجه شدم
اسحاق بعد از این داستان دهها سال زنده بوده و حتی یعقوب در زمان مرگ اسحاق صاحب دوازده فرزند بوده ؟!!!
کسی که دهها سال قبل فرق پوست بزغاله رو از فرزندش تشخیص نمی داده پس از گذشت اینهمه سال چی شده بوده خدا می دونه !
عجب پیغمبری !
دوستان مسیحی چشمهاتون رو باز کنید . خرافه پرست نباشید . کدام مسیحی می تونه این مطالب رو برای دیگران بخونه . والاّ کتابهای همینگوی ، ژول ورن داستایوفسکی ، جک لندن و شکسپیر صد درجه معقول تر از این اراجیفه .
قصد جسارت ندارم ولی پیشنهاد من اینه که بیایید گوسفند نباشیم
علم نجوم کتاب مقدس
در ابتدا خدا آسمانها وزمین را آفرید . وزمین بایر وتهی بود وتاریکی بر روی لجه و روح خدا سطح آبهارا فرو گرفت . و خدا گفت روشنائی بشود و روشنائی شد . وخدا روشنائی را دید که نیکوست وخدا روشنائی را از تاریکی جدا ساخت . وخدا روشنائی را روز نا مید وتاریکی را شب(روزی اول)
)درست گوش فراد هید :. تا دریا بید کدام سخن یهوه درست است ؟
2-
همین یهوه که در تورات میگویداول آسمان وزمین را آفریدم . بی آنکه بگوید آبها را کی آفرید . میگوید تاریکی سطح آبهارا فرو گرفت . پس آب وجود داشت . اینهم دروغ دیگریهوه؟3-
خداگفت روشنائی بشود . شد وروشنائی را ازتاریکی جدا ساخت وروشنائی را روز نامید وتاریکی را شب ؟چه بن مایه ای روشنتر ازاین دردروغگوئی ونادانی یهوه که نه تنها گفتار با هم برابری ندارد که این نادان میگوید روشنائی را ازتاریکی جدا نمودم ونمیداند که تاریکی وروشنائی یا شب وروز در پی گردش زمین است بدور خود وبه دور خورشید ؟
6:4
وخدا گفت فلکی باشد درمیان آبها وآبهارا از آبها جداکند . وخدا فلک را بساخت وآبهای زیر فلک را از آبها ی بالای فلک جدا کرد وچنین شد وخدافلک را آسمان نامید وشام بود وصبح بود(روزی دوم)4- اگر
از این جمله خرچنگ قورباغه چیزی فهمیدید ما را هم آگاه کنیدوخداگفت آبهای زیرآسمان در یک جا جمع شود وخشکی ظاهر گردد وچنین شد . وخدا خشکی را زمین نامید واجتماع آبهارا دریا نامید......(روزی سوم)
)5-
حالا میگوید آبهای زیر آسمان را در یک جا جمع کردم تا زمین ظا هر گردد . کدام سخنش درست است ؟ آیا دروغ نمیگوید ؟وخدا گفت نیر ها درفلک آسمان باشند تا بر زمین روشنائی د هند . وخدا دونیر بزرگ ساخت . نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب (که گویا منظورش خورشید وماه است) وستارگان را وخدا آنهارا درفلک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنائی د هند وسلطنت نمایند بر روز وبر شب وروشنائی را از تاریکی جدا کنند... شام بود وصبح بود(روز ی چهارم) 7- ولی در تورات میگوید این دونیر اعظم واصغر (خورشید وماه) را در آسمان گذاشتم . یعنی (ساکن) نمودم تا روشنائی وتاریکی را جدانمایند . که بوجود آوردن شب وروز را از خویشکاری این دو میداند . نه زمین ؟
یهوه فکر می کرده که ابتدا زمین به وجود آمده و بعد خورشید و ماه در حالی که زمین بعدها در ست شداز دید یهوه زمین کوچکترین دستی در فراهم آوردن شب و وز ندارد . آیا به درستی این یهوه خرد مند وآگاه است
و خدا گفت آبها به انبوه جانوران پرشود وپرندگان بالای زمین بر روی فلک پرواز کنند . پس خدا نهنگان بزرگ آفرید وجانداران خزنده را...وشام بود وصبح بود (روزی پنجم
)وخدا گفت زمین جانوران را موافق اجناس آنها بیرون آورد بهایم .حشرات .حیوانات زمین وچنین شد...وخدا گفت آدم را بصورت ماوموافق شبیه ما بسازیم تا برهمه حکومت نماید...پس خدا آدم را بصورت خودآفرید اورا بصورت خدا آفریدا یشان را ا نر وماده آفرید ...وشام بود وصبح بود( روز ششم
.(
باب دوم)آسمانها وزمین وهمه لشگر آنها تمام شد . ودر روز هفتم خدا آرامی گرفت ویهوه خدا . آسمانها وزمین را بساخت .یک پرسش کوچک از یهوه؟ آیا تو یهوه هستی یا درپوشاک او در آمده ای
از نطر یهوه شب و روز حتی در روز اول نیز وجود داشته منظور از این که در روز هفتم آرام گرفت این است که در شش روز خسته شده بود و حالا آرام گرفت در روایات است که یهودیان از پیامبر ایراد می گرفتند که چرا در قرآن نیامده که خدا خسته شده و در روز هفتم استراحت کرده
!! .همین طور که در این جا دیدید یک روز شامل یک صبح و شب است اما در
در عهد جديد دوم پطرس 3 : 8 ، خدا از زبان پطرس دوباره اين مطلب را تكرار مي كند كه يك روز خدا 1000 (هزار) سال ما است و این یک تناقض است
از دیگر علوم نجوم کتاب مقدس
آنگاه یوشع گردش خورشید را در آسمان متوقف میکند تا فرصت بیشتری برای تعقیب "اموریان" وکشتن همه آنها داشته باشد:"... آنگاه یوشع در روزی که خداوند آموریان را پیش بنی اسرائیل تسلیم کرد، به آفتاب گفت که بر جبعون بایستد، و به ماه نیز گفت که بر وادی ایلون بایستد، پس آفتاب ایستاد و قریب به تمامی روز در فرورفتن تعجیل نکرد، و ماه نیز توقف نمود تا قوم بقیه آموریان را نابود کردند
" نوشتار بالا در تورات یکی از نوشتارهای کتاب مقدس بود که کلیسای مسیحی سالها با استناد به آنها ادعا میکرد زمین صاف است و مخالفان این حرف را متهم به کفر و ارتداد و در نتیجه به مرگ محکوم میکرد. گالیله با استناد به همین آیه در سال 1616 محکوم شد، زیرا ادعا میکرد خورشید حرکت نمیکند بلکه نسبت به منظومه شمسی ثابت است و این زمین است که حرکت میکند. در حالی که تورات، انجیل که به دست انسانهایی که نسبت به کیهان نا آشنا بودند نوشته شده است، با نگاه کردن با ظاهر آسمان فکر میکردند این خورشید است که در حال حرکت است نه زمین ملاهای مسیح با استناد به این آیه پدر علم نجوم گالیله را کشتند پروردگارا (بت ها، گاوها و گوسفند ها،ستاره ها و ماه و خورشید، مسیح) اگر شما خدای من هستید ترجیح می دهم بمیرم که هرگز شما را نپرستمدختر صهیون اینها را بخوان این قدر هم شلم شلومپ نکن با گفتن یک کلمه شالوم می خواهی باور کنم که تو یهودی هستی آیا می دانی تبلیغ کردن در دین یهود گناه است . يهوديت تبليغ ندارد، زيرا يهوديان دين خود را نعمتى الهى مى دانند كه مخصوص نژاد بنى اسرائيل است . با اين وصف هر گاه كسى بخواهد يهودى شود بايد ذلتهاى اين قوم را به او تفهيم كرد تا اگر مرد اين ميدان نيست ، پا در آن نگذارد. (حميل يهوديت به ندرت وجود داشته است . يهوديان معمولا مردم را به صهيونيسم دعوت مى كنند راستی یک روز حتما ماجرای هلوماست رو برایم تعریف کن ما حتی حق داریم بدانیم خدا وجود دارد یا نه؟چرا حق نداریم بدانیم هلوکاست وجود دارد یا نه؟البته ردکردن هلوکاست به معنی این نیست که من نمی گویم هیچ یهودی کشته نشد تعدادی یهودی کشته شدند(شاید هم زیاد)اما ماجرای هلوکاست با آن ابعاد مسخره ما را یاد کارتن فوتبالیستا می اندازد .
**********************************************
در عهد عتیق نسبتهایی به خداوند داده شده است که برای خندیدن مناسب است در زمان های قدیم مردم فکر می کردند که اژدها واقعا وجود دارد این ساده دل نیز رفته عقیده مردم را در کتاب خدا آورده و گفته که خدا اژدها است
بنا بر نقل کتاب مقدس از بینی خداوند دود و از دهانش آتش متصاعد می شود
:۱
- آنگاه زمین متزلزل و مرتعش گردید و اساس های آسمان بلرزیدند و از حدّت خشم او متحرک گردیدند. از بینی وی دود متصاعد شد و از دهان او آتش سوزان در آمدو اخگرها از آن افروخته گردید. و او آسمان ها را خم کرده، نزول فرمود و تاریكی غلیظ زیر پایهایش بود. بر کروبین سوار شده، پرواز نمود، و بر بالهای باد نمایان گردید (دوم سموئیل 22 / 8 ـ 11)۲
- او آواز مرا از هیکل خود شنید و استغاثة من به حضورش به گوش وی رسید. زمین متزلزل و مرتعش شده، اساس کوهها بلرزند و متزلزل گردید چونکه خشم او افروخته شد. دُخان از بینی او برآمد و نار از دهانش ملتهب گشت و آتشها از آن افروخته گردید. آسمان را خم کرده، نزول فرمود و زیر پای وی تاریکی غلیظی می بود. بر کروبی سوار شده، پرواز نمود و بر بالهای باد طیران کرد. تاریکی را پردة خود و خیمهای گرداگرد خویش بساخت. (مزامیر 18 / 6 ـ 11) ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!بعید نیست کسانی که از روی دروغ و به عمد خدا را اژدها معرفی می کند مسیح را نیز از روی دروغ و به عمد خدا معرفی کند
*******************************************************************
بیچارگی اینجاست که با همین انجیل تحریف شده نیز نمی توان ثابت کرد مسیح خدا بوده
مسیحیان با این آیه می خواهند بگویند مسیح خدا بوده
یوحنا فصل 1
1
در ابتدا كلمه بود و كلمه نزد خدا بود و كلمه خدایی بود. ترجمه قدیمسه جمله است در ابتدا کلمه بود یعنی ابتدا داشته است و زمانی قبل بوده که نبوده است. کلمه نزد خدا بود یعنی دوئیت در بین است کلمه خدایی است یعنی کلمه منصوب به خدا است.
آیا با این آیه می خواهید بگویید عیسی خدا است؟
شما این آیه را می آورید من در مقابل ده ایه می آورم که عیسی انسان محتاج به خدا است نه خدا
دوستان عزیز مسیحی این آیه مرا خیلی به تعجب می اندازد:
مروارید رو جلوی خوکها نمی اندازند
اگر مسیحیت نگاهش به انسان این است پس همان بهتر که من کافر مسیحیت هستم.(منظورم مسیحیت تحریف شده است)
*******************************************************************
در این پست توجه دوستان را به چند سوال پیرامون آیات ذیل جلب می کنم
انجیل متی 27 : 45 و از ساعت ششم تا ساعت نهم تاریكی تمام زمین را فرو گرفت. 46 و نزدیك به ساعت نهم عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: “ایلی ایلی لَماسبقتِنی.” یعنی الهی الهی مرا چرا ترك کردی
...مثل این که نویسنده انجیل مرتب به ساعت نگاه می کرده ببیند چه ساعتی حضرت عیسی خدا را صدا میزند فقط نفرموده با ساعت مچی نگاه می کرده یا ساعت دیواری
با این آیه به راحتی می توان ثابت کرد مسیح خدا نبوده چون که حضرت عیسی از قربانی شدن خودش اظهار پشیمانی می کند و خدا را صدا می زند و صفت پشیمانی هیچ گاه به خدا نسبت نمی یابد
دلیل دوم این است که در این جا مسیح یک فرد خارجی را صدا می زند و خودش را از یک قدرت ما فوق بشری جدا می داند اگر خودش خدا بود نیازی به صدا زدن نداشت
یوحنا 5 /19 آنگاه عیسی در جواب ایشان گفت: آمین آمین به شما میگویم كه (1)پسر از خود هیچ نمیتواند كرد ...20 زیرا كه پدر پسر را دوست میدارد و (2)هرآنچه خود میكند بدو مینماید و اعمال بزرگتر از این بدو نشان خواهد داد .... 22 زیرا كه پدر بر هیچكس داوری نمیكند بلكه (3)تمام داوری را به پسر سپرده است. 23 ... كسی كه به پسر حرمت نكند به(4) پدری كه او را فرستاد احترام نكرده است. 24 آمینآمین به شما میگویم هر كه كلام مرا بشنود و به(5) فرستنده من ایمان آورد حیات جاودانی دارد و در داوری نمیآید بلكه از موت تا به حیات منتقل گشته است. 25.... 26 زیرا همچنان كه پدر در خود حیات دارد همچنین پسر را نیز (6)عطا كرده است كه در خود حیات داشته باشد. 27 و(7) بدو قدرت بخشیده است كه داوری هم بكند زیرا كه پسر انسان است. 28 و از این تعجب مكنید زیرا ساعتی میآید كه در آن جمع كسانی كه در قبور میباشند آواز او را خواهند شنید 29 (8) و بیرون خواهند آمد هركه اعمال نیكو كرد برای قیامت حیات و هركه اعمال بد كرد بجهت قیامت داوری
.30 (9)
من از خود هیچ نمیتوان كرد ....مرا فرستاده است.(1)
آیا این کلام مسیح علیه السلام چیزی غیر از انسان بودن و محدود بودن ایشان را می رساند؟(2)
آیا از این آیه برداشت نمی شود که عیسی از خود هیچ ندارد و هر چه خدا خود بخواهد آن را به عیسی می نمایاند ؟(3)
این خدا است که داوری را به عیسی سپرده است و می توانست این مسئولیت را نسپارد.(4)
عیسی فرستاده است و اگر خدا عیسی خدا بود نمی توانست خدا باشد.(5)
فرستنده من:اگر عیسی خدا بود چگونه می تواند فرستنده ای داشته باشد؟(6)
خدا به عیسی عطا کرده است و اگر خدا عطا نمی کرد عیسی از خود چیزی نداشت.(7)
قدرت عیسی از خود نبود بلکه از خدا است.(8)
در آیه 24 می گوید هر که به عسی ایمان آورد بر او حکم نمی شود و در موردگناهانش مواخده نخواهد شد ولی آیه 29 می گوید در قیامت بطور مطلق می گوید که هر کسی عملش نیک است حیات دارد و هر کسی بد کار است مواخذه خواهد شد.آیا مفهوم این دو آیه با هم متناقض نیستند؟
(9) {
بدون نیاز به توضیح}من از خود هیچ نمیتوان كرد ....مرا فرستاده است.انصاف و عقلتان در مورد این آیات چه می گوید؟
******************************
پس با این تناقضات دیدیم نویسنگان این چهار انجیل در بزرگترین موضوع یعنی این که انجیل توسط روح القدس به آنها الهام شده به تمام مردم دنیا دروغ گفتند آیا به چنین افراد دروغگویی می توان اعتماد کرد ؟ ؟
******************************
نظر مسیحیت در مورد انجیل :
مسیحیان می گویند هیچ کتاب آسمانی از طرف خدا بر حضرت عیسی نازل نشد و این چهار انجیلی که امروزه هست انجیلی هست زمینی و انسانی که توسط روح القدس بر نویسندگان نازل شده .همچنین می گویند هیچ روایت جعلی و اشتباه در این چهار انجیل پیدا نمی شود
نظر اسلام در مورد انجیل :
از نظر اسلام انجیل یکباره بر حضرت عیسی نازل شد اما آن انجیل مفقود شد بنابران گفتن این جمله که انجیل حضرت عیسی تحریف شده اشتباه است چون انحیلی که مفقود شده چطور می تواند تحریف شود به خاطر همین است که هیچ آیه ای در قرآن در مورد تحریف انجیل حضرت عیسی نیست.اگر بود یک تناقض در قرآن بود ما فقط در یک مورد با مسیحیان نظرمان مشنرک است این که چهار انجیل امروزی انسانی و زمینی است البته این را هم قبول داریم که مقدارکمی از انجیل اصلی که در بعضی مواقع بر زبان حضرت عیسی نازل می شد در این انجیل ها است اما در مورد این که روح القدس اینها را الهام کرده اشتباه است چون در انجیل آیات متناقض و اشتباه زیادی دیده می شود و روایات جعلی و اشتباه در این چهار انجیل زیاد است
و علت مفقود شدن انجیل اصلی این طور است چون حضرت عیسی ثابت در شهری نبود و غالبا گردش می کرد در شهرها و در صحراها و از ترس یهود زود دعوت می نمود و از آنجا عبور می نمود و ممکن نشد که مردم انجیل را نسخه نمایند و می فرماید زمانی که یهود در تفقد آن حضرت بر آمدند که او را گرفتار نمایند زیاده بر دوازده نفر کسی را نداشت و از این دوازده نفر هم یک نفر که نامش یهودا بود کافر شد و سی پاره نقره از علماء و سرکردگان یهود برشوت گرفت و نشانی مسیح را تسلیم حضرات یهود کرد و یک نفر دیگر پطرس نام که چندین مرتبه حضرت عیسی را انکار نمود و ده نفر دیگر در همان زمانی که عساکر(لشکرهای)یهود خواستند بر حضرت عیسی بریزند و او را گرفتار نمایند تمام فرار نمودند و هر یک به طرفی از پی کار خود رفتند و انجیل اصلی حضرت عیسی معلوم نشد که در دست کدام یک بود و به دست که افتاد و بر او چه واقع شد و این طور است یهود چند مرتبه مسیحییان را قتل عام کرد یک مرتبه در سال 64 میلادی مرتبه دیگر در سال 101 میلادی یه حکم پادشاه ترجان -مرتبه دیگر در سال 161 میلادی در عهد پادشاه مرقس انتونیس-مرتبه دیگر در سال 202 میلادی -مرتبه دیگر در سال 227 به حکم پادشاه مکسیمین مرتبه دیگر در سال 253 در عهد پادشاه دیشیس مرتبه دیگر در سال 257 میلادی در زمان پادشاه دلرمان و اشخاصی از علماء متفرقه در بلاد به سر می بردند و دعوت دین مسیح در کمال خوف می نمود و مطالب دینیه را هر کس می نوشت و به دست اتباع خود می داد و آن را انجیل می نامیدند تا آن که در ظرف سیصد سال انجیلهای متعدده که هر یک ربط به دیگری نداشت نوشتند و سیصد انجیل در میان آنها پیدا شد تا آن که پس از قریب سیصد سال که از عروج حضرت عیسی گدشت قسطنطن پادشاه و قیصر روم نصرانیت را قبول نمود پس او علماء نصاری را از هر بلد جمه نمود و انجیلها را جمع آوری کرد در سال 325 میلادی .مجلسی منعقد و انجیلها را قراثت کردند و از آن چهار انجیل که اصلح برای ملک و ملت دیدند را انتخاب کردند و باقی را متروک گداشتند
******************************************
نظر کلی در مورد مسیحیت :مسیحیان می گویند:با دین نمی توان به خدا رسید در صورتی که تمام ادیان یک راه هست برای رسیدن به خدا راههای رسیدن به خدا به عدد تمام انسانهای دنیاست اسلام راه مستقیم است مسیحیان می گویند مسیح خودکشی کرده تا گناهان بقیه بخشیده شود نمی دانم چه رابطهای بین کشته شدن مسیح و بخشیده شدن گناهای دیگران هست خوب اگر خواست خدا بخشیدن باشد چه نیازی به این همه دردسر است با یک اراده نیز می بخشد مسیحیان می گویند نوزاد وقتی به دنیا می آید گناهکار است خیلی ظلم می کنند که می گویند که یک طفل که کاملا پاک است و هنوز هیچ کاری نکرده را گناهکار می دانند يا درجای ديگرانجيل می خوانيم که مسيح می گويد "آمين آمين به تومی گويم اگر کسی ازآب وروح مولود نگردد (غسل نشود) ممکن نيست داخل ملکوت خدا شود." پس تکليف آنهائی که درآن سوی کره ی زمين زندگی می کردند چه می شود؟ آنها چطوربايد اين خبری که ازسوی خدا داده شده بود را می شنيدند و وارد ملکوت خدا می شدند؟ آن زمان که هواپيما يا تلفن يا فکس يا اينترنتی وجود نداشت تااهل يهود يک مَيل بزنند وجريان را خبردهند. مسيح می توانست همانطوری که به آسمان رستاخيز شد به همه ی کره ی زمين برود وهمه را آگاه سازد. ناسلامتی اين خداست که آمده، خدا یا قبل از این که مسیح به دنیا بیاد عده ی زیادی بودند که مسیحح رو ندیده بودند چون ملیونها سال قبل از او زندگی می کردند پس حتما آنها وارد ملکوت خدا نشدند پس چون وارد نشدند به حهنم میروند من از مسیحیان می خواهم بپرسم فرض کنید این چهار انجیل نبود شما به مسیح چه می گفتید ؟اصلا مسحیان از عقلشان استفاده نمی کنند و عقلشان را به چند کتاب بسته اند به خاطر همین در قرآن آنها را اهل کتاب خطاب داده چون فقط کارشان را با چند کتاب پیش می برند و از عقلشان در مورد موشکافی در مورد دین استفاده نمی کنند من هر وقت انجیل را می خوانم یاد کارتنهای یونانی مثل هرکول و تارزان یا کارتنهای دیگر مثل پینوکیو و شنگول منگول می افتم .اما نویسنده شنگول منگول از ما نمی خواهد که داستانهای آن را جدی بگیریم اما نویسنده انجیل از ما می خواهد داستانهای آن را باور کنیم . بیچاره نمی دانسته یک روز مغز متفکر قرن 21 نوشته هایش را می خواند و از آن نوشته ها می خندد . پاپ بندیکت شانزدهم هم حاضر نشد با علمای اسلام مذاکره کند مسیحیان می گویند برای این مذاکره نکرد تا اختلاف و فتنه به وجود نیاید اما مذاکره نه تنها باعث جدایی و اختلاف نمی شود بلکه باعث از بین رفتن اختلاف ها می شود برای مثال در این ماهها علمای شیعه و سنی با هم مذاکره می کنند تا اختلافات برطرف شود یا ایران و آمریکا در مود عراق بحث کردند کمی از مشکلات آن حل شد و قرارهای بعدی برای مذاکره گذاشته اند تا بقیه مشکلات حل شود .دلیل اصلی این که پاپ مذاکره نکرد این بود چون نمی توانست کارتنهای انجیل را ثابت کند .مطمئن باشید نه پاپ نه هیچ کشیشی کارتنهای انجیل را باور ندارد اگر پاپ ِ کارتنی مثل انجیل را باور داشت بچه بازی نمی کرد اگر کشیشان قبول داشتند همجنس بازی نمی کردند مطمثن باشید اگر جدایی مسیحیت از سیاست اتفاق نمی افتاد مسحیان باید هنوز مثل قرون وسطا گاوچرانی می کردند و ستاره شناسان را مثل گالیله می کشتند مسيحی ها زندگی نامه ی مسيح را ازبه دنيا آمدنش می دانند تا سن دوازده سالگی? با توجه به نوشتارانجيل، تازه آنهم فقط دريکی ازکتابهايش (لوقا) بعد ديگر خبری نيست تا سن سی سالگی که مسيح می آيد وازدست يحيی تعميد دهنده غسل می گيرد. پس اين هيجده سال پسرخدا يا خود خدا چکارمی کرد؟ (فقط می گويند که نجّاری می کرد)پس چرا چيزی نوشته نشده؟ مگراو خدا نبود؟? خدا، خدائی که همه چيز بواسطه ی او آفريده شد.نا سلامتی خدا.. اين خيلی بايد مهم باشد وبايد هرثانيه اززندگيش نوشته وثبت می شد چون کم کسی که نبود. خدا بود
. يعنی به همين راحتی پسرخدا آمد، بعد شاگردانش را انتخاب کرد (اصلأ خدا چه احتياجی به شاگرددارد، مگرخودش نمی توانست؟) مسیحیان می گویند مسیح برای این شاگرد داشت تا آنها به او در راهش کمک کنند اصلا خدا چه نیاز به کمک دارد.یا مثلا مسیح گرسنه می شد اصلا خدا چه نیازی به غذا دارد وهنوز مسیحیان بعد از 1400 سال نتوانستند به این سوال خدا در قرآن جواب بدهند که اگر مسیح خدا بود پس چرا گرسنه می شد و به غذا نیازمند؟. حتی با سکوت نیز می توان ثابت کرد مسیح خدا نبوده چرا در هیچ جای تورات بشارت داده نشده که روزی خدا به زمین می آید این مساله خیلی باید مهم باشد و مستقیم در عهد عتیق نوشته شود بعدش هم رفت وگفت روح القدس راخواهم فرستاد تا شمارا راهنمائی کند. بعد، بعدآ بيايد ومختصرأ بنويسند که خدا آمد وچکارکرد؟ تازه آنهم همه اش ازقوم يهود صحبت شود؟ پس بقيه چه؟ مگه مسیحیت برای همه نبود پس چرا با بت پرستان حرف نمی زنه یا با بی خدایان در صورتی که اسلام با تمام عقیده ها حتی بی خدایان نیز و بهاییان که فرقهای است که امروزه درست شده صحبت می کند مگر می شود خدا به همین سادگی و مسخرگی بیاد برود حتی در انجیل نوشته شده مسیح گریه می کرده یعنی خدا داشته گریه می کرده آیا صفت گریه کرن به خدا نسبت می یابد با انسان مسیحیان می گویند ما با مسیح ارتباط داریم و مسیح به ما دستور می دهد بیچاره ها نمی دانند آن کسی که به آنها دستور می دهد شیطان است نه خدا مدتی پیش در شبکه ای مسیحی گفته شد یک مسیحی عاشق یک دختر دو جنسی شده که میل به مرد شدن دارد بعد حضرت عیسی به خواب آن مرد آمده گفته اشکالی ندارد برو با آن دختر ازدواج کن مجری شبکه مسیحی با خنده گفت خوب اگر مسیح گفته او بهتر از ما می داند برو ازدواج کن!!نمی فهمد که پیامبران به خواب انسانهای عادی نمی آیند و این شیطان است یا در کشور هند نیز یکی از مریدان هندو ها و خدایانش به خواب یک هندو آمده و گفته برو با دخترت ازدواج کن این ابلح نیز رفته خواب شیطانیش را اجرا کرده یک مسیحی خیلی به من اصرار می کرد که مسیح به من دستور می دهد گفتم اگر بار دیگر احساس کردی او پیش توست سوره ناس را همراه با اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بخوان او فردا برایم ایمیل فرستاد و گفت دیگر او را احساس نکردم و از این ماجرا خوشحال بود من وبلاگهای مسیحی را بررسی کردم 70 % آنها ادعا می کنند یک عمر مسلمان بودند و به تازگی مسیحی شدند!! گفتیم نقش بازی کنید اما نه دیگر به این صورت تابلو!!! دوستان مسلمان فریب اینها را نخورید این آمارهایی که می دهند می گویند در سال این تعداد مسلمان مسیحی می شوند آمار ساختگیستوقتی هم به مسیحیان ثابت می کنم روایات انجیل ضعیف است عقلشان را اجاره می دهند و می گویند چون در قرآن نوشته مسیح پاک به دنیا آمد پس او خداست!! مسیحیان هنوز نمی دانند به قرآن ایمان دارند یا نه ؟ خیلی جالب است آنها از کتابی مثال می آورند که چندین بار مسیح را بشر و پیغمبر خدا معرفی کرده در اسلام هم 14 معصوم داریم پس به این معنی است که اسلام 14 خدا دارد مگر هر کسی معصوم شد خداست در کل مسیحیت دین منطقی محسوب نمی شود و خرافات زیادی در آن وارد شده می توان گفت این دین یک دین احساسی محض است و در مسیحیت کلمات احساسی مثل محبت و نجات بخش بسیار دیده می شود مسیحیان هنگام تبلیغ دینشان بیشتر سعی می کند احساسات انسان را تحریک کنند و انسان را از منطق دور سازند تا بیشتر جذب مسیحیت شوند در واقع به نوعی انسان را جادو می کنند و مسخ کلمات احساسی . جملات رمانتیک و شاعرانه را زیاد در کاربردشان است من هم بلدم بگویم از خدا محبت سرازیر میشود خدا جریان محبت است یا بگویم محمد می توان شما را آزاد قلبی کند(مثل مسیح)
عیسی ؛ از نسلی ناپاک !
و يهودا زني مسمّي به تامار براي نخست زاده خود عیر گرفت... چون يهودا او را بديد، وي را فاحشه پنداشت زيرا که روي خود را پوشيده بود، پس از راه به سوي او ميل کرده گفت: بيا تا به تو در آيم، زيرا ندانست که عروس اوست... و چون وقت وضع حملش رسيد اينک توأمان در رحمش بودند... پس او را فارص نام نهاد ( پيدايش 38 : 6 - 29 )
مطابق انجيل متي عيسي ، سليمان و داود همگي از نسل فارص ولد الزنا بوده اند !! (متي 1 : 3 – 16 )
البته این نسبت ناروا به اینجا ختم نمی شود بلکه از طریق دیگری نیز نسب مسیح به زنا می رسد ( نعوذ بالله ) :
در سفر پيدايش 19 : 30 – 28 آمده است که دو دختر لوط به او شراب نوشانيدند و در حال مستي با او خوابيدن و از او حامله شدند و آن بزرگ پسري زاييده او را موآب نام نهاد و او تا امروز پدر موآبيان است و کوچک نيز پسري بزاد و او را بن عمّي نام نهاد. وي تا به حال پدر بني عمون است . پيدايش 19 : 37 – 38
بدون شک داود سليمان و عيسي از موآبيان بوده اند زيرا راعوث ( که به او روت هم مي گويند ) متي 1 : 5 وراعوث هم که جده ی داود است موآبيه بوده است . سفر روت 1 : 4
گذشته از اين عيسي از عمونيان نيز هست زيرا رحبعام ابن سليمان از اجداد عيسي است متي 1 : 7 و مادررحبعام عموني بوده است . اول پادشاهان 14 : 2
صرف نظر از این دو شجره ی ناپاک باید دانست که مادر سلیمان نیز زنی بوده که به نامشروع با داود همبستر شد ! و بعدها با حیله ی داود نبی ، شوهرش را از بین بردند و داود او را به همسری خویش در آورد و حضرت مسیح از نسل همین زن است !!! ( دوم سموئیل 11 : 2 – 27 )
مسیح و احترام به مادر !
در عهد عتیق سفارش زیادی به احترام پدر و مادر شده است ، در تثنیه 27 : 16 آمده است « ملعون باد کسی که با پدر و مادر خود به خفت رفتار نماید »
اما وقتی به انجیلها مراجعه می کنیم اثری از این احترام به مادر را نمی بینیم بلکه : در انجیل متی 12 : 47 – 50 آمده است « و شخصی وی را گفت اینک مادر تو و برادرانت بیرون ایستاده می خواهند با تو سخن گویند در جواب قایل گفت : کیست مادر من ! و برادران من کیانند ؟ ودست خود را به سوی شاگردان خود دراز کرده گفت اینانند مادر من و برادرانم زیرا هر که اراده ی پدر مرا که در آسمان است بجا آورد همان برادر و خواهر و مادر من است »
آیا براستی مسیح درمورد مادر خود که از زنان برگزیده ی روزگار بوده چنین سخن می راند . ممکن است بگوییم این کار عیسی مسیح برای تعلیم این حقیقت بوده که برادری در راه دین بر نسبتهای خانوادگی برتری دارد ولی حقیقت این است که هرگز نمی توان قبول کرد که مسیح به خاطر تعلیم این آموزه مادر خود را خوار کند .
و آیا براستی مادر مسیح جزو کسانی نبود که اراده ی پدر آسمانی را به جا آورد ؟
البته داستان بی احترامی مسیح به مادر خویش به اینجا نیز ختم نمی شود
در یوحنا 2 : 3 – 4 آمده است « و چون شراب تمام شد مادر عیسی بدو گفت شراب ندارند . عیسی به وی گفت : ای زن مرا با تو چه کار است ! »
در کمال تعجب بجای اینکه عیسی که خود مردی کامل است و باید بیش از همگان به مادر احترام بگذارد در مقابل دیگران با بی احترامی و خفت از واژه ی ای زن برای مادر خود استفاده می کند !
آیا افراد عادی با مادر خود چنین رفتار می کنند ؟ که مسیح که باید خود اسوه ی برای اخلاق باشد چنین مادر خود را خوار و خفیف می کند .
دشنام به اطرافیان
عیسی مسیح ، ملعون خوانده شده است !
یکی از عجیب ترین تعالیم کتاب مقدس ملعون بودن حضرت مسیح است !!
پولس که پیشتر از این به نقش وی در تحریف مسیحیت اشاره کرده بودیم در عبارتی عجیب ادعا می کند که مسیح بجای گناهان ما کشته شد و به صلیب کشیده شد و به همین خاطر ملعون است !!
متن عبارت پولس چنین است :
مسیح ما را از لعنت شریعت فدا کرد چونکه در راه ما لعنت شد چنانکه مکتوب است ملعون است هر که بر دار اویخته شود .
پولس با این جمله اشاره به مطلبی در تورات می کند
در سفر تثنیه باب 21 ایه ی 22 – 23 آمده است : و اگر کسی گناهی را که مستلزم موت است کرده باشد و کشته شود و او را به دار کشیده باشی بدنش در شب بر دار نماند او را البته در همان روز دفن کن زیرا آنکه بر دار آویخته شود ملعون خداست تا زمینی را که یهوه خدایت تو را به ملکیت می دهد نجس نسازی .
بدون شک این عبارات مربوط به کسی است که مرتکب گناهی شده باشد و بندگان صالح خدا او را به خاطر آن گناه که موجب مرگ بوده بردار بیاوزیند نه در مورد پیامبری که توسط پادشاهی ظالم و ستمگر به صلیب کشیده شد.
نکته ی دیگر اینکه اگر بخواهیم این آیه را بر حضرت مسیح تطبیق دهیم به مشکلی دیگر بر می خوریم :
مطابق دستور این آیه باید کسی را که بر دار کشیده شده در همان روز دفن کرد و شب بر دار نماند تا زمین را نجس نسازد !
حال این سوال پیش می آید که آیا اگر مسیح در شب بر دار می ماند زمین خداوند را نجس می کرد؟!!!
عیسی مسیح شرابخواری می کند و به این هم اکتفا نمی کند بلکه برای میهمانان معجزه می کند و برایشان شراب می سازد !!!
بدون شک هر وجدان بیداری حتی اگر شراب را حرام نشمارد با این حال براحتی می تواند دریابد که نوشیدن آن از شان یک مبلغ دینی بدور است تا چه رسد به یک پیامبر
البته در کتاب مقدس هم اگر چه نوشیدن شراب حرام اعلام نشده اما با این حال بارها و بارها از آن به عنوان یک مایه ی فتنه یاد شده و نوشیدن آن به دور از حکمت دانسته شده
به عنوان مثال در کتاب امثال سلیمان 20 : 1 آمده است : .. و هر که به آن فریفته شود حکیم نیست و در امثال 23 : 20 چنین آمده است : از زمره ی میگساران مباش
( این مطلب در جاهای زیادی ذکر شده است به عنوان نمونه اشعیا 28 : 7 ، امثال 23: 29- 35 ، اشعیا 28: 1 ، اشعیا 5 : 11 و ... )
اما در کمال تعجب می بینیم که مسیح که باید اسوه ی زهد باشد و از این گونه امور ( که حتی اگر حرام هم نباشد بدون شک کاری ناپسند و بدور از شان یک بزرگ مرد است ) مبرا باشد خود شراب می نوشد !
در انجیل متی 11 : 19 آمده است : پسر انسان آمد که می خورد و می نوشد ، می گویند اینک مردی پرخور و میگسار و دوست باجگیران و گناهکاران است .
و در انجیل لوقا 22 : 16 – 17 آمده است : پس پیاله ای گرفته شکر نمود و گفت این را بگیرید و در میان خود تقسیم تقسیم کنید زیرا به شما می گویم تا ملکوت خدا نیاید از میوه ی مو دیگر نخواهم نوشید
و حتی یکی از معجزات مسیح نیز تبدیل آب به شراب است !!
در انجیل یوحنا 2 : 1 – 9 داستان این معجزه چنین آمده است : و در روز سوم در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی در آنجا بود و عیسی و شاگردان را نیز به عروسی دعوت کردند و چون شراب تمام شد مادر عیسی بدو گفت شراب ندارند ... عیسی بدیشان گفت قدحها را از اب پر کنید و آنها را لبریز کردند پس بدیشان گفت الآن بردارید و به نزد رئیس مجلس ببرید پس بردند و چون رئیس مجلس آن آب را که شراب گردیده بود بچشید ....
آنچه گذشت بخشهایی از شخصیت عیسی مسیح در انجیلها است
پیشگویی ظهور عيسى (ع)
در جهان چند مجموعه دينى يافت مى شود؛ مثلا اديان ابراهيمى يك مجموعه و اديان هند و چين مجموعه ديگرى يا تشكيل مى دهند. هر دينى كه متاءخر است ، ادعا مى كند كه ظهور آن در اديان قبلى مجموعه خودش پيشگويى شده است . از اين رو، مسيحيان از گذشته هاى دور در تلاش بوده اند پيشگويى ظهور حضرت عيسى (ع ) را در عهد عتيق يعنى كتاب يهوديان پيدا كنند. در عهد عتیق بشارت به حضرت محمد دیده می شود اما بشارتی در مورد عیسی بن مریم دیده نمی شود .از آنجا كه در هيچ جاى كتاب عهد عتيق نام عيسى بن مريم (ع ) نيامده است ، مسيحيان براى نيل به اين مقصود دست به تاويلاتى زده اند تا پيشگوييهاى ديگرى را كه در آن كتاب يافت مى شود، به آن حضرت ربط دهند. اين شيوه در انجيل متى فراوان است و به همين دليل ، گفته مى شود كه انجيل متى براى ارشاد يهوديان نوشته شده است
*******************************************************************
دید گاه کلیسا
تا آنجا كه تاريخ نشان ميدهد به دلیل عقیده شاگردان ِ مسيحيان هرگز براى حضرت عيسى (ع ) به كتابى قائل نبوده اند و اناجيل را صرفا بيانگر زندگى و سخنان وى مى دانسته اند. (11) همچنين توماس ميشل مى نويسد
:پيش از نوشته شدن اناجيل ، يك سنت شفاهى وجود داشت . عيسى به عقيده مسيحيان در حدود سال 30 وفات يافت و كسانى كه از او پيروى كرده ، وى را شناخته ، كارهايش را ديده و سخنانش را شنيده بودند، خاطرات خويش از او را در حافظه نگه مى داشتند. هنگامى كه مسيحيان نخستين براى عبادت گرد مى آمدند، آن خاطرات نقل مى شد. اندك اندك اين منقولات شكل مشخصى يافت و بر حجم آنها افزوده شد.(12)
كتاب نداشتن حضرت عيسى (ع ) معمولا در جايى ذكر نمى شود؛ زيرا اين مساله براى مسيحيان بديهى است و هرگز وجود كتابى براى او به ذهن يك مسيحى خطور نمى كند.
ولى به ندرت به مناسبت بحث با مسلمانان اين مساله مطرح مى شود و آنان وجود اين عقيده را در جامعه خود انكار مى كنند. توماس ميشل مى افزايد:
مسيحيان هرگز نمى گويند عيسى كتابى به نام انجيل آورد. آوردن وحى توسط عيسى به گونه اى كه مسلمانان در مورد قرآن و پيامبر اسلام معتقدند در مسيحيت جايى ندارد
اعتقاد اهل كتاب در مورد كتابهاى آسمانى به گونه اى در قرآن كريم آمده است
:و ما قدروا الله حق قدره اذقالوا ما انزل الله على بشر من شى ء قل من انزل الكتاب الذى جاء به موسى نورا و هدى للناس تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا و علمتم مالم تعلموا انتم و لا آباؤ كم قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون ؛ آنها خدا را درست نشناخته اند كه گفتند: ((خدا هيچ چيز بر هيچ انسانى نفرستاده است .)) بگو: ((چه كسى كتابى را كه موسى آورد، نازل كرد كه براى مردم ، نور و هدايت بود؛ اما شما آن را به صورت پراكنده قرار مى دهيد؛ قسمتى را آشكار و قسمت زيادى را پنهان مى داريد و مطالبى به شما تعليم داده شده كه شما و پدرانتان از آن با خبر نبوديد.)) بگو: ((خدا!)) سپس آنها را در گفتگوهاى لجاجت آميزشان رها كن ، تا بازى كنند (انعام : 91).
*******************************************************************
ديدگاه دانشمندان بى طرف
از آنجا كه دانشمندهاى عصر ما ارتباط خود را با اديان قطع كرده اند و اعتقاد به ماوراى طبيعت در علوم مختلف همچون تاريخ ، جامعه شناسى و باستان شناسى جايى ندارد، دانشمندان كتاب مقدس را صرفا نوشته اى قديمى مى دانند كه به دست انسانهايى پديد آمده است . اين افراد ارتباطگيرى آفريدگار با انسان را از مقوله هاى علمى بيرون مى دانند و مى گويند معجزه را نمى توان با علم ثابت كرد. از اين رو، ايشان در مورد مفاهيم دينى تشكيك مى كنند و حتى در مورد وجود خارجى انبيا(ع ) (به دليل ذكر نشدن آنان در منابع تاريخى مسبقل ) القاى شبهه مى كنند. منظورشان این است که اصلا مسیح به دنیا نیامده و اصلا وجود خارجی نداشته دانشمندان بى طرف براى عهد عتيق 2500 سال قدمت قائلند و براى عهد جديد تاريخى نزديك به تاريخ سنتى كليسا يعنى 1900 سال را معتقدند
******************************************************************* ديدگاه مسلمانان: مسلمانان به وجود داشتن حضرت عیسی اعتفاد دارند و معتقند او به دنیا آمده .و مانند دانشمندان تند روی نمی کنند .يكى از مسائل مورد نزاع ميان كلام اسلامى و كلام مسيحى مساله تحريف است . اهل كتاب تحريف كتاب خود را نمى پذيرند و از اين ادعا خشمگين مى شوند. و این خشمگین شدن نشانه ای از تعصب مسحیان است به دوستان مسلمان بگویم اگر این وبلاگها را زده اید تا مسیحیان مسلمان شوند دلتان را خوش نکنید چون اینها پر از تعصب هستند اما اگر برای نشان دادن حقیقت وبلاگها را ساخته اید به کارتان ادامه دهید چون موفق می شوید مسلمانان با استناد به آیات 78 بقره و دیگر آیات قرآن و همچنین روایات اهل بیت می گویند کتاب های مقدس تحریف شده بازى با كلمات و درهم ريختن آنها براى اهدافى خاص ، يكى از عادات ناپسند يهود است و نمونه هايى بى شمارى از آن در كتاب تلمود وجود دارد.. همچنين به نقل كتابهاى سيره ، برخى يهوديان هنگام سلام دادن به حضرت رسول اكرم (ص )، مى گفتند: ((السام عليك )) يعنى ((مرگ بر تو!)) آن بزرگوار پاسخ مى داد: ((عليك)) . اين عقيده (کتاب داشتن عیسی) براى مسيحيان غرابت دارد و نمى خواهند بپذيرند كه حضرت عيسى (ع ) كتابى داشته است .با يك مراجعه به تورات و اناجيل به آسانى مى توان دريافت كه آن كتب فعلا به شكل قرآن كريم نيست و به يك كتاب تاريخ شباهت دارد. در تمام چهار انجيل يك سطر عبارت منسوب به وحى وجود ندارد. سخنان حكمت آميز منقول در اناجيل نيز به شخص عيسى منسوب گشته و در واقع احاديث آن حضرت است . آن كتب به گونه اى نوشته شده است كه اگر عنوان ((انجيل )) از صفحات آن محو شود و براى مطالعه در اختيار مسلمانى قرار گيرد، ذهن وى ابدا به كتاب انجيل معهود متوجه نخواهد شد.
خود مسيحيان آن كتابها را نوشته انسانها مى دانند، ولى براساس معيارهاى كلامى خويش به آن ارزش الهى مى دهند و به مسلمانان مى گويند كتاب آسمانى بيش از اين نيست . پس قبل از هر چيز بايد مواظب باشيم كه به اصطلاح معروف ((از پاپ كاتوليكتر نشويم !)) حقيقت اين است كه مسيحيان هنگامى كه چهار انجيل را به دست ما مى دهند و از ما مى خواهند آن را بپذيريم ، نمى گويند اين كتاب از حضرت عيسى (ع ) است ، بلكه همان طور كه ديديم ، مسيحيان به طور عادى معتقدند اين كتاب پس از آن حضرت و براى بيان رسالت وى تنظيم شده است .
*******************************************************************
بیچارگی آخر این است که هیچ کدام از نوسندگان چهار انجیل جز حواریون مسیح نیز نیستند
اول انجیل متی است که می گویند صاحب این انجیل همان است که از جمله حواریون بوده و او بعد از عروج حضرت عیسی انجیل را نوشته ولی در این مدعی نه از انجیل و نه از خارج دلیلی دارند
دوم انجیل مرقس است و نقل شده که در بعض از سالهای عهد حدید مسطور است که مرقس نامی پس از مدتی بعد از عروج حضرت عیس در شاگردان پطرس تادیب یافته مسیحیان می گویند این همان مرقس شاگرد پطرس است که انجیل را نوشته ولی از ان چه نقل شده که مرقس در آخر انجیل خودش نوشته معلوم می گردد که مدتی از وفات حواریون گذشته بوده که این انجیل را نوشته
سوم انجیل لوقاست و نقل شده که به اعتراف خود نصاری لوقا در خدمت هیچ یک از حواریون را ننموده و نامی از وی در رسالهای عهد جدید بالمره نشده و حالات حضرت عیسی را به سلیقه خود جمع آوری کرده
چهارم انجیل یوحناست و نصاری را اعتقاد است که این همان یوحناست که از حوایون بوده ولی نقل شده که عبارت خود انجیل صریح است بر این که صاحب این کتاب از جمله شاگردان حضرت عیسی نبوده چون که در آخر انجیل نوشته که آن شاگردی که شبها بر سینه حضرت عیسی تکیه می نموده و حضرت عیسی او را محبت می نموده او اخبار انجیل را داده است
*******************************************************************
توضیح اخبار فساد جنسی بعضی از اسقفها
1- کلیسای استرالیا به ادامه فعالیت کشیشان همجنس باز رای داد!روزنامه «سیدنی مورنینگ هرالد» روز جمعه نوشت که این نمایندگان کاری را که از سال 1376 تا کنون به صورت پنهانی و محتاطانه عمل می کردند را رسمیت بخشیدند و به کشیشان مرد و زن همجنس باز، اجازه فعالیت در کلیسا را دادند.
خانم «دورتی مک ری مک ماهون» یکی از فعالان به رسمیت شناخته شدن فعالیت کشیشان همجنس باز گفت: من احساس غرور می کنم که عضو چنین کلیسای شجاعی هستم!
وی گفت: فکر می کنم کلیسا با این حرکت رشد کرده است. «دین درایتون» رئیس جدید کلیسای یوناتینگ گفت: امروز روز غرورآمیزی است که به نام عیسی مسیح ما می توانیم تکثر را بپذیریم
اسقف اعظم برادرش و كليساي اين منطقه متهم پروندهاي هستند كه در آن «مونا بروور» يكي از كاركنان كليسا «ارل پاولك» را متهم به ترغيب وي به داشتن رابطه جنسي بين سالهاي 1989 تا 2003 كرده است و به او گفته كه اين تنها راه رستگاري او خواهد بود...... رهبر 80 ساله كليسايي در آتلانتا در مركز يك رسوايي جنسي جديد قرار گرفت. وي با داشتن رابطه نامشروع با همسر برادرش از او بچهدار شده است.
5- ......................
6- .....................
7- ..........................
8- ........................
9- ..........................
می توانید در گوگل سرچ کنید نتیجه حقیقتا ناراحت کننده و شکننده است
.
*******************************************************************
*****************************************************
راستی بعد از 2008 سال فهمیدید مسیح چه کسی بود ؟ خدا، پسر خدا ،جلوه جسمانی خدا ، اراده نشات گرفته از خدا
هیچ گاه هم نمی توان گفت مسیح همه این موارد است یا سه چیز از این مواردست یا دو چیز از مواردست چون این موارد غیر متناجس و ناسازگار است. این که مسیح تمام این موارد یا تعدادی از این موارد است در هیچ فلسفه و منطقی نمی گنجد البته شاید در منطق مسیحیان بگنجد
در پایان اگر به شکلی به اعتقادات کسانی که می گویند حضرت عیسی خداست !!! بی احترامی نمودم متاسفم باور کنید غرضی جز دلسوزی و راهنمایی نداشته و ندارم

